loading...

کرامتی

بازدید : 4
پنجشنبه 22 مرداد 1405 زمان : 21:34

گام‌های آهسته به رستوران مورد علاقه‌اش نزدیک‌تر می‌شد. چشمانش را به پایین دوخته بود و به سنگفرش نگاه می‌کرد، و به همین ترتیب بود که وقتی از در باریک وارد شد، مردی که از انتهای خیابان پایین آمده بود، به او تنه زد. «ببخشید - حواسم نبود کجا می‌روم. خب، دایسون است!» ابجد «بله، کاملاً همینطور است. حالت چطور است، سالزبری؟» «خیلی خب. اما کجا بودی دایسون؟ فکر نمی‌کنم پنج فرشتگان سال گذشته تو را دیده باشم.» «نه؛ جرات ندارم بگویم. یادت هست وقتی به خانه‌ام در خیابان شارلوت آمدی، حالم خیلی بد بود؟» «کاملاً. فکر متون کهن کنم یادم هست

که به من گفتی پنج هفته اجاره بدهکاری و ساعتت را با مبلغ نسبتاً کمی فروخته‌ای.» «سالزبری عزیزم، حافظه‌ات قابل تحسین است. بله، من خیلی بدخلق بودم. اما نکته عجیب دعانویس این است که کمی بعد از موکل جن اینکه تو من فرشتگان را دیدی، دعانویس مراغه من هم شیاطین بدخلق شدم. یکی از دوستانم وضعیت مالی‌ام را «بی‌پول» توصیف کرد. البته من این اصطلاحات عامیانه را قبول ندارم، اما شرایط من این‌طور بود. اما فرض کنید برویم داخل؛ ممکن است افراد دیگری رمل هم باشند که بخواهند شام بخورند - این یک ضعف انسانی است، سالزبری.» «حتماً؛ بیا. همینطور که داشتم

پایین می‌رفتم، داشتم فکر می‌کردم که دعانویس آیا میز گوشه را برده‌اند یا نه. پشتش مخمل است، می‌دانی؟» «من طلسم آن جا را می‌شناسم؛ خالی است. بله، همانطور که گفتم، من حتی سرسخت‌تر هم شدم.» سالزبری پرسید: «بعدش چیکار کردی؟» کلاهش را از سر برداشت و در گوشه‌ی صندلی نشست و با نگاهی مشتاقانه به منو نگاه کرد . «چه کار کردم؟ چرا، نشستم و فکر کردم. تحصیلات کلاسیک خوبی داشتم و از هر نوع تجارتی بیزار بودم؛ این پایتختی بود مشرکان که با آن با دنیا روبرو می‌شدم. می‌دانی، شنیده‌ام که مردم زیتون را طلسم زننده توصیف دعانویس جنت آباد می‌کنند!

چه بی‌فرهنگی رقت‌انگیزی! سالزبری، اغلب فکر کرده‌ام که می‌توانم تحت تأثیر زیتون دعا و شراب شماره ملا قرمز شعرهای اصیل بنویسم. بگذار کیانتی بخوریم؛ نسخ خطی نماز خواندن شاید خیلی خوب نباشد، اما بطری‌ها واقعاً دلربا هستند.» فرشتگان «اینجا مقدس دعانویس جلفا خیلی خوبه. بهتره یه فلاسک بزرگ هم داشته باشیم.» «خیلی خوب. بعد به کمبود آینده‌ام فکر کردم و تصمیم گرفتم ادبیات را شروع کنم.» «واقعاً، این طلسمات عجیب بود. هرچند، به نظر می‌رسد در شرایط کاملاً راحتی هستی.» «اما! چه هجویه‌ای بر یک حرفه شریف. سالزبری، متاسفم که تو تصور درستی از شأن یک هنرمند نداری. تو مرا می‌بین مقدس که پشت

میزم نشسته‌ام - یا حداقل اگر بخواهی صدایم بزنی، می‌توانی مرا ببینی مذهب - با قلم و جوهر، و پوچی ساده‌ای که روبرویم است، و اگر چند ساعت دیگر دوباره بیایی (به احتمال زیاد) یک اثر هنری خواهی یافت!» «بله، کاملاً دعانویس حسن آباد همینطور است. من تصور می‌کردم که ادبیات درآمدزا نیست.» «اشتباه می‌کنی؛ پاداشش خیلی زیاده. ضمناً، می‌تونم بگم که طلسم کمی بعد از اینکه تو من رو دیدی، من یه درآمد کوچیکی پیدا کردم. یه عمو فوت کرد و به طرز شماره ملا غیرمنتظره‌ای علوم غریبه سخاوتمند شد.» «آه، فهمیدم. حتماً مصلحت بوده.» «خوشایند بود، بی‌شک دلنشین. من همیشه آن را

به عنوان موهبتی از تحقیقاتم در نظر گرفته‌ام. به شیاطین شما طلسم گفته بودم که دعا اهل ادب هستم؛ شاید درست‌تر باشد که خودم را اهل علم توصیف کنم.» «عزیز دلم، دایسون، تو واقعاً در چند سال گذشته خیلی تغییر کرده‌ای. من یک چیزی در ذهنم داشتم، نمی‌دانی، اینکه تو یک قدیس جورهایی ولگرد شهر کافران هستی، از آن نوع مردهایی که می‌شود هر روز از ماه مه تا ژوئیه در ضلع شمالی پیکدیلی دید.» «دقیقاً. من حتی در آن زمان هم داشتم خودم را شکل می‌دادم، هرچند کاملاً ناخودآگاه. سید و حاجی پدر بیچاره‌ام که کلیسا نمی‌توانست از دعا پس هزینه‌های

دانشگاه بربیاید. من از نادانی‌ام به خاطر اینکه تحصیلاتم را تمام نکرده بودم، ابطال کردن جادو غر می‌زدم. حماقت جوانی، سالزبری بود؛ دانشگاه من پیکدیلی بود. در دعانویس آنجا شروع به مطالعه‌ی علم بزرگی کردم که هنوز هم مرا مشغول کرده است.» «منظورتان کدام علم است؟» «علم کافر شهر بزرگ؛ فیزیولوژی لندن؛ به معنای واقعی کلمه و متافیزیکی، بزرگترین موضوعی است حرز که ذهن انسان می‌تواند تصور کند. چه سالمی تحسین‌برانگیزی است این؛ بدون شک همزاد پایان نهایی قرقاول. بله، گاهی اوقات احساس می‌کنم که دعا نویسی از فکر وسعت و پیچیدگی لندن غرق در حیرت شیاطین می‌شوم. پاریس را می‌توان با مقدار

معقولی مطالعه به طور کامل درک کرد؛ اما لندن همیشه یک راز است. در پاریس ممکن است طلسم نویس بگویید: «اینجا بازیگران زن، اینجا بوهمی‌ها و راته‌ها زندگی می‌کنند . » اما در لندن متفاوت است. ممکن است به درستی خیابانی را به عنوان محل

بازدید : 9
پنجشنبه 22 مرداد 1405 زمان : 15:51

و وصف‌ناپذیر بود، و پارچه‌ها و تصاویر روی دیوارها از زیبایی استثنایی برخوردار بودند. همه چیز در نظم کامل بود، با این حال، مکان کاملاً متروکه به نظر می‌رسید. مشرکان پس از بازرسی اتاق‌های این طبقه قلعه، راه‌پله دیگری یافتند که از سنگ مرمر سفید صیقلی ساخته شده دعانویس کیاشهر بود و نرده‌های مرمری آن با ظرافت تمام کنده‌کاری شده بودند. از آن دعا نیز پایین رفتند و متوجه شدند فرشته که اتاق‌های طبقه پایین حتی از اتاق‌هایی که قبلاً دیده بودند، باشکوه‌ترند. اشغال کل بخش مرکزی قلعه [صفحه ۳۰۰]تالار مرمرین بزرگی بود، با دین سقفی گنبدی شکل و پنجره‌هایی که

هم به شهر طلسمات بلند در شرق دیوار و هم به شهر پست در غرب مشرف بودند. همچنین درهای ورودی بزرگی وجود داشت که مردم را از دو طرف دیوار می‌پذیرفتند؛ اما این درها بسته بودند. با این حال، آنها قفل نشده بودند و جان به همراهانش گفت: «ما هیچ چیز از صاحب این قلعه و همچنین از مردمی که در دو طرف دیوار بزرگ زندگی می‌کنند نمی‌دانیم. طلسم آنها ممکن علوم غریبه است یا دشمن ما دعانویس باشند یا دوست ما، بنابراین توصیه می‌کنم سید و حاجی تا زمانی که بدانیم چه رفتاری از آنها انتظار داریم، دعانویس محتاط باشیم. دو نفر

از ما باید اینجا بمانیم در حالی که نفر سوم با شیطانی جسارت وارد شهرها می‌شود توسل تا تحقیقات انجام دهد.» چیک گفت: «من می‌روم.» پارا بروین اعتراض کرد: «نه، در واقع؛ تو خیلی جوان و خیلی ریز نقش هستی.» کروب گفت: «اما من فقط یک بچه‌ی معمولی هستم، در حالی که تو یک خرس پلاستیکی و جان داگ یک آدمک زنجبیلی هستی. آنها اصلاً به بودن من اینجا فکر نمی‌کنند؛ اما اگر نسخ خطی هر کدام از شما دو نفر بروید، احتمالاً دردسر درست می‌شود.» جان اظهار داشت: طلسم نویس «کروبی برای کودکی به این کوچکی خردمند است. بنابراین، به این

کودک اجازه می‌دهیم از شهرها بازدید رمل کند حرز و به ما گزارش دهد. چون قلعه را خالی یافتیم، خودمان آزادانه دعانویس آن را اشغال خواهیم کرد تا دوست کوچکمان بازگردد.» [صفحه ۳۰۱] «کروبی برای کسی به این جوانی خردمند است» جادوگر [صفحه ۳۰۲] بنابراین آنها یکی از درهای بزرگ را باز کردند و چیک با جسارت به خیابان اصلی شهر مرتفع و باریک به نماز خواندن سمت شرق قدم گذاشت. سربازی با قدی بیش از هفت فوت، طوری جلوی ورودی قدم می‌زد که انگار از بیرون از در نگهبانی می‌دهد، اما آنقدر لاغر و نحیف بود که انگار نیرویی عجیب

او را از درازا کشیده بود. اما چیک متوجه شد که همه مردمی که جادو در خیابان‌های این شهر راه می‌روند، به اندازه جفر سرباز قدبلند و لاغر اندام هستند و خیلی زود ارواح فهمید که چرا درها و پنجره‌های خانه‌هایشان به طرز عجیبی بلند روح و باریک ساخته شده است. سرباز وقتی کروبی از قلعه متروکه بیرون آمد، متعجب دعانویس به نظر می‌رسید، اما کلاه بلندش را برداشت و مودبانه تعظیم کرد. یونیفرمش از پارچه آبی با دکمه‌های برنجی بود. چیک پرسید: «اینجا چه جایی است؟» سرباز با دعانویس تربت جام احترام پاسخ داد: «این، دعا غریبه‌ی زیبا، سرزمین بزرگ تعویذ

هایلند است. و این شهر بزرگ هایلند است که پیش روی خود می‌بینید؛ رمال کیمیاگری و مردم بزرگی که می‌بینید، هایلندی نامیده می‌شوند؛ و من گمان نمی‌کنم چنین چیزی وجود داشته باشد.» [صفحه ۳۰۳]یک کشور، یا شهر، یا مردمی دعانویس رضوانشهر بزرگ و شگفت‌انگیز در هر جای دیگری از جهان.» کودک پرسید: «اسم قلعه چیست؟» مرد گفت: «ما آن را متون کهن قلعه هیلو می‌نامیم. این مکان علوم غریبه محل سکونت پادشاه سابق هیلو دعانویس بود فرشتگان جادو سیاه که بر ملت بزرگ ما فرشتگان و همچنین بر موجودات نگون‌بخت ساکن آن سوی دیوار حکومت می‌کرد.» چیک پرسید: «اما پادشاه شما الان کجاست؟ قلعه

خالی است.» سرباز پاسخ داد: «مطمئناً قلعه در حال حاضر خالی است، زیرا پادشاه ما مدت‌هاست که مرده است. اما ما صبورانه منتظر رسیدن جانشین او هستیم. دعا پیشگویی وجود دارد که حاکم بعدی ما پادشاهی خواهد بود که خردمند و عادل است، اما از گوشت و خون کافر کلیسا ساخته نشده است، و اگرچه این به نظر می‌رسد... [صفحه ۳۰۴]امری غیرممکن، مردم کافران ما امیدوارند که این پیشگویی روزی محقق شود.» چیک پرسید: «اما چرا یکی از مردم خودت را پادشاه نمی‌کنی؟» مرد پاسخ داد: «چون جزیره به دو بخش تقسیم شده است و یک پادشاه باید بر هر

دو طرف دیوار حکومت کند. البته ما اجازه جادو سیاه نمی‌دهیم یکی از افراد بی‌اهمیت لو بر ما حکومت کند، دعا نویسی دعانویس سنگر و آنها نیز رضایت نخواهند داد که یکی از افراد شریف ما بر آنها حکومت کند. بنابراین باید تا زمان رسیدن حاکم خردمند

بازدید : 9
چهارشنبه 21 مرداد 1405 زمان : 19:07

وقتی رفتی، وقتی بچه به اندازه کافی بزرگ شد که بشود از شیر گرفت، به عنوان تشکر از توسل تو، می‌خواهیم به تو...» مادام دوپون با عجله حرفش را قطع کرد و گفت: «ما می‌خواهیم علاوه بر دستمزدتان، همانطور که می‌دانید، پانصد فرانک و شاید هزار فرانک هم به شما بدهیم، دعانویس البته اگر کوچولو کاملاً سالم باشد. می‌فهمید؟» پرستار با حیرت به او خیره شد. «پانصد ارواح فرانک به من می‌دهی - برای مقدس خودم؟» سعی کرد کلمات را بفهمد. «اما این مورد توافق نشده بود، اصلاً لازم نیست این کار را بکنی.» مادام دوپون اعتراف کرد: «نه.» پرستار

با لحنی گرفته زمزمه کرد: «اما خب، این طبیعی نیست.» «بله،» دیگری با عجله ادامه داد، «به این دلیل است که نوزاد به مراقبت بیشتری نیاز خواهد داشت. تو باید زحمت بیشتری بکشی؛ باید شیاطین به او دارو بدهی؛ دعاگر وظیفه تو کمی ظریف‌تر، کمی دشوارتر خواهد بود.» «اوه، بله؛ پس برای این است که مطمئن شوم از او مراقبت خواهم کرد؟ می‌فهمم.» مادام دوپون با آسودگی خاطر فریاد زد: «پس توافق حاصل شد؟» پرستار گفت: «بله خانم.» «و بعداً نمی‌آیی و ما را سرزنش نمی‌کنی؟ ما همدیگر را کاملاً درک می‌کنیم؟ ما به تو هشدار داده بودیم که کودک

احضار بیمار است و ممکن نسخ خطی است تو هم به آن بیماری مبتلا شوی. کیمیاگری به همین دلیل، به دلیل نیاز ویژه او به مراقبت، قول می‌دهیم که در پایان دوره شیردهی پانصد فرانک به دعانویس صومعه سرا تو بدهیم. اشکالی ندارد، نه؟» پرستار که تمام حرص و طمعش بیدار شده بود، فریاد زد: «اما، دعا بانوی من، شما همین الان از هزار دعانویس لوشان فرانک صحبت کردید.» «بسیار خب، پس، هزار فرانک.» جورج از پشت سر پرستار رد شد و بازوی مادرش را گرفت و او را به کناری کشید. زمزمه کرد: «اشتباه روح خواهد بود اگر او را مجبور موکل جن به

امضای توافق‌نامه‌ای برای همه این‌ها نکنیم.» مادرش رو کافران به پرستار کرد و گفت: شیطان «برای اینکه در مورد مبلغ سوءتفاهمی پیش نیاید - می‌بینی چطور جادو شد، من اصلاً یادم رمال رفته بود که از هزار فرانک صحبت کرده‌ام - یک برگه کوچک می‌نویسیم و تو دعا مقدس هم از طرف خودت، یکی برای دعانویس ما می‌نویسی.» پرستار که از ایده چنین معامله مهمی خوشحال شده بود، گفت: «بسیار خوب، خانم. درست مثل وقتی است که خانه‌ای دعانویس اجاره دعا می‌کنید!» دعانویس آستانه اشرفیه دیگری گفت: «دکتر دارد می‌آید. بیا، پرستار، توافق شد؟» جواب «بله، خانم» بود. اما با این حال،

وقتی بیرون رفت، مردد بود و با دقت ابتدا به فرشتگان دکتر و سپس به جورج و مادرش نگاه کرد. او گمان می‌کرد که مشکلی پیش آمده است و می‌خواست بفهمد که آیا می‌تواند یا نه. دکتر طوری روی صندلی مطب جورج نشست که انگار می‌خواست نسخه بنویسد. گفت: «وضعیت کودک مثل قبل است؛ هیچ چیز نگران‌کننده‌ای نیست.» مادام دوپونت با لحنی جدی گفت: «دکتر، از این به بعد می‌توانید بدون هیچ دعانویس رحیم آباد دغدغه‌ای به نوزاد و پرستار توجه کنید. در غیاب شما، ما اوضاع را به خوبی ترتیب داده‌ایم. پرستار از وضعیت مطلع شده و مشکلی ندارد. او موافقت

کرده اجنه غیر مسلمان است که غرامتی را بپذیرد و مبلغ آن نیز مشخص شده است.» اما پزشک این خبرها را آنطور که پزشک دیگر امیدوار بود، جدی نگرفت. او پاسخ داد: «بیماری‌ای که پرستار تقریباً به حرز ناچار مشرکان با شیر دادن به کودک به آن مبتلا می‌شود، عواقب بسیار وخیمی دعا دارد. چنین عواقبی ممکن است تا درماندگی کامل و جادو سیاه حتی مرگ پیش برود. بنابراین من می‌گویم که غرامت، هر چه که باشد، جبران شیطانی خسارت را نمی‌کند.» دیگری فریاد زد: «اما، او آن را می‌پذیرد! او معشوقه‌ی خودش است و حق دارد...» «من اصلاً مطمئن نیستم که او

حق طلسم دارد دعانویس سلامتی خودش را بفروشد. و مطمئنم که حق ندارد سلامتی شوهر و فرزندانش را بفروشد. اگر او آلوده شود، تقریباً قطعی است که بیماری طلسمات را به آنها منتقل خواهد کرد. سلامتی و زندگی فرزندانی شیاطین که ممکن است بعداً داشته باشد، به شدت به خطر شیاطین خواهد طلسم افتاد. او نمی‌تواند چنین چیزهایی را بفروشد. بیایید، خانم، باید ببینید که چنین معامله‌ای امکان‌پذیر نیست. اگر شری رخ نداده است، باید تمام تلاش خود را بکنید تا از آن جلوگیری کنید.» مادر با عصبانیت اعتراض همزاد علوم غریبه کرد: شماره ملا «آقا، شما از علوم غریبه منافع ما دفاع

نمی‌کنید!» پاسخ این بود: «مامان، من از ضعیف‌ترین‌ها دفاع می‌کنم.» او فرشتگان با اعتراض سید و حاجی گفت: «اگر پزشک خودمان را که ما را می‌شناسد خبر می‌کردیم، طرف ما را می‌گرفت.» دکتر با نگاهی جدی از جا بلند شد. «شک دارم، اما هنوز وقت هست

بازدید : 2
چهارشنبه 21 مرداد 1405 زمان : 15:26

غلتیدن در میان بوته‌ها آسیب نمی‌دیدند، به سفر خود ادامه دادند. اما عبادت کردن با داشتن کرنومتر و زاویه‌سنج برای مراقبت، کافران منتظر ماندم تا یکی از مردان دعا با دعانویس خمام فانوس برگردد. همه قبل شیاطین از دعانویس ساعت نه به قایق رسیدند، بدون اینکه چیزی را از دست بدهند یا آسیبی ببینند. اما محموله سنگ‌ها، برای نمونه‌ها، که هر کدام که برگردانده شدند، پیشرفت بازگشت ما را به جادوگر طور قابل توجهی به تأخیر انداختند. دعاگر ضلع شمال شرقی جزیره ولاستون. سی. مارتنزس. بول ضلع شمال شرقی جزیره ولاستون، نزدیک کیپ هورن. منتشر شده توسط هنری کولبرن، خیابان گریت مارلبورو،

۱۸۳۸ {۴۳۳} «در دعانویس روشنایی روز (۲۱ دسامبر) قایقمان را به آب انداختیم و آن را جمع کردیم و راه بازگشت را در پیش گرفتیم. بعدازظهر همان روز به کشتی رسیدیم، پر از تکه‌های تکه‌های دماغه هورن.» «۲۲ روز. از اواخر ماه مارس، هوا آرام‌تر و بسیار مطبوع‌تر از هر جای دیگری از ساحل بود؛ اما بازدید ما از جزیره هورن درست به موقع بود، زیرا دعانویس خیلی زود دوباره به باد و باران تغییر کرد. چون نزدیک به ابتدای خلیج بودیم، ویلیواوها را حس نکردیم - هرچند به نظر می‌رسید که در حدود وسط آن به شدت می‌وزیدند. از

آمریکایی که در تنگه ماگالهانس ملاقات کردیم و گفت که «نشانه‌هایی از یک تأسیسات بسیار بزرگ» دیده است، تعجب نکردم؛ زیرا به نظر می‌رسید که ابتدای این خلیج توسط چنتیکلیر (Chanticleer) مستعمره شده بود، بنابراین بقایای بسیاری از جاده‌های نسخ خطی چوبی و خانه‌های دعا چوبی در همه جا قابل مشاهده جادو بود. «۲۳ تا ۲۴ام. هوای بدی بود. مشتاقانه منتظر فرصتی بودم تا از بالای قله رمال کاتر مشرکان یا کیپ اسپنسر، جهت واقعی دیه‌گو رامیرز جادو سیاه را بررسی کنم و از جهت‌های به‌دست‌آمده از جزیره هندرسون عبور کنم.» «بیست و پنجم. به قله قله رفتم، اما مه غلیظی دیدم

که هیچ جسم دوری دیده نمی‌شد. ابزارها را در بالا گذاشتم، پس از گرفتن چند زاویه و رصد خورشید برای جهت‌های واقعی، پایین آمدم و سپس خلیج سنت برنارد را بررسی کردم که به نظر بندر خوبی می‌آمد. با مقایسه نقشه‌های قدیمی با این طلسم مکان و خلیج ناسائو، متقاعد شدم که اشتباه بزرگی رخ متون کهن داده است و خلیج ناسائو همان مذهب خلیج سنت فرانسیس است، یا بهتر بگویم، بوده است؛ و نقشه ارائه شده در نقشه‌های دریاسالاری، طرحی بسیار منصفانه از ضلع غربی آن، از دماغه فالس تا جزیره پکسدل است؛ اما پایین جادو سیاه و ضلع شرقی خلیج

آشکارا به طور تصادفی قرار داده شده‌اند و بهتر بود که حذف تعویذ می‌شدند تا جای خود را به عبارت «زمین در این جهت دیده شد» بدهند. نه از نظر موکل جن شکل، جهت، فاصله یا{۴۳۴}آیا این نقشه با مکانی که اکنون خلیج سنت فرانسیس نامیده می‌شود، مطابقت دارد؟ اما با توجه به دعانویس ماسال تاریخ تهیه آن، با فرشتگان بخشی که ذکر کردم، بسیار مطابقت دارد. کلمات کیپ هورن نماز خواندن ممکن است گردآورنده را گمراه کرده باشد، زیرا این نقشه هیچ طول و عرض جغرافیایی را نشان دعا نمی‌دهد و کسانی که از آن دعا زمان، قبل از ورود بیگل، از

آن مکان بازدید کرده‌اند، در خلیج ناسائو نبوده‌اند. «بیست و ششم. یک روز خوب دیگر. شماره ملا دوباره از جفر قله بالا رفتم و زوایای دلخواه را به دست آوردم؛ اما دیه‌گو رامیرز تقریباً به دعا همان اندازه دور به نظر می‌رسید که دعانویس علی آباد کتول از بالای فرشته جزیره هندرسون دیده می‌شد. در همین حال، کشتی بیگل طلسم از لنگر انداخته شده بود و بادبان‌ها به حرکت درآمدند. مقدس من دعانویس در بیرون خلیج به آن رسیدم و رو به دریا ایستادم؛ اما هوا خیلی خوب بود و تا احضار تاریک شدن هوا، باد کمی می‌وزید روح یا اصلاً نمی‌وزید که نسیم

ملایمی ما را از خلیج بیرون برد. به سمت جزایر دیه‌گو رامیرز حرکت کردم، مشتاق بودم از هوای خوب استفاده کنم و آنها را از نزدیک‌تر بررسی کنم. «۲۷ام. از آنجایی که آب آرام بود، فرصت خوبی داشتیم تا با زاویه گرفتن، ساحل را بین کیپ غربی و کیپ اسپنسر قدیس قرار دهیم، که این کار، کمبودهای آن بخش را برطرف کرد؛ پس از آن، دوباره به دین کیمیاگری سمت دیگو رامیرز حرکت کردیم. «بیست و هشتم. صبحی دل‌انگیز با نسیمی تازه، درست همانطور که می‌خواستیم. در طول شب باد ملایمی را در بادبان‌هایمان نگه داشتیم، به سمت طلسم بالا

حرکت کردیم و در روشنایی روز، در امتداد ضلع شرقی توده صخره‌ای، باد از پیشینه تاریخی سمت شمال شرقی می‌وزید. ما مرتباً برای زاویه‌یابی شیاطین و عمق‌یابی دعانویس دورود به آنجا می‌رفتیم و در فاصله متوسط نیم مایلی، جزایر را کاملاً دور زدیم و سپس به

بازدید : 1
چهارشنبه 21 مرداد 1405 زمان : 12:16

دست بالا را داشته و تنها با تکیه بر قدرت اصلی، جادو سیاه زمام امور قدیس دولت را در دست داشته است. در میان پرندگان چیلوئه، قابل توجه‌ترین آنها «کاگه»، «کانکانیا» یا «کانکوئنا» و «پرنده پارس کننده» هستند. [155] {۲۸۹} صدف‌داران، [156] که این جزیره به حق به خاطر آنها مشهور است، عمدتاً از کالبوکو آورده می‌شوند و از بهترین نوع ماهی تشکیل شده‌اند.{۲۹۰}ماهیچه‌هایی که دو نوع از آن‌ها وجود شیاطین دارد: Choro ( Mytilus Choras , Molina) و طلسمات Cholgua ( Mytilus Magellanic us کلیسا , Lamarck)، Picos ( Balanus psittacus nob. Lepas psittacus Molina, 1, p. 223)، یک بارناکل

بزرگ، [157] و صدف فوق‌العاده‌ای که O.-O. علاوه بر این، چندین نوع صدف ماهی با ارزش کمتر، اما به همان همزاد اندازه فراوان، مانند Navajuelas ( Solen sp. ) وجود دعانویس لنده دارد. کاراکول ( دعا توربو )؛ کورنز ( مذهب Polas Chiloensis ، Molina)؛ شیاطین Campaña ( Calyptræa )؛ لاپاس ( کرپیدولا )؛ تاکاس ( چما تاکا ، مولینا)؛ Locos ( Concholepas Proviana ، Murex Loco of حاجت گرفتن Molina)؛ Quilmagues; Piures ( Pyura sp. Molina); و دیگران فراوانی ظاهراً بی‌پایان صدف که طبیعت شیطانی در اختیار ساکنان این جزایر قرار دعانویس بندر ترکمن داده است، سهولت تهیه آنها و در نتیجه ارزانی

آنها، علت اصلی آن کمبود صنعت است که در جزایر چیلوت بسیار قابل توجه است. از میان صدف‌داران ذکر شده در بالا، آن‌هایی که شایسته توجه ویژه‌تری هستند، ماهیچه بزرگ، صدف و پیکو هستند. مولینا، چورو (نوعی ماهی) از مجموعه «کانسپشن» را مشرکان توصیف کرده است که هیچ تفاوتی با فرشته چورو (نوعی ماهی) از مجموعه دعا «چیلوئه» ندارد. این ماهی اغلب هفت یا هشت اینچ طول سید و حاجی دارد. نسخ خطی این ماهی به بزرگی تخم غاز است و اجنه غیر مسلمان طعم بسیار غنی دارد: دو نوع ارواح دارد، یکی قهوه‌ای تیره و دیگری زرد رنگ؛ اما نوع آخری از همه ارزشمندتر

است. نوع دیگری نیز وجود دارد که بسیار بزرگتر از چورو است، اما به همان روح اندازه دعانویس ظریف و خوب است و ماهی آن به بزرگی تخم قو است: به آن «چولگوا» می‌گویند؛ اما از آنجایی که به نظر می‌رسد پوسته‌ها از یک گونه هستند، فکر می‌کنم این تمایز فقط می‌تواند به دلیل اندازه باشد. در فرهنگ لغت زبان فرشتگان شیلی، نوشته فبرس، کلمه{۲۹۱}کلمه cholchua در زبان اسپانیایی به صورت "cascara de choros blancos" یا پوسته ماهیچه سفید ترجمه شده است. Cholhua شیاطین یا cholgua (حروف g و حرز h بدون تمایز استفاده می‌شوند) باید یک تحریف دعا نویسی باشد؛

زیرا جادو سیاه اکنون در Chilóe برای تمایز choros بزرگ از کوچک استفاده می‌شود. روشی که بومیان این جزایر، چه سرخپوستان و چه فرزندان خارجی‌ها، برای پختن صدف استفاده شماره ملا می‌کنند، بسیار شبیه به روشی است که برای پخت در جزایر دریای جنوب موکل جن و برخی دعا از بخش‌های ساحل نیوهلند استفاده می‌شود. سوراخی در زمین حفر می‌شود که در آن سنگ‌های صاف بزرگی قرار داده می‌شوند و روی آنها آتش روشن می‌شود. وقتی آنها به اندازه کافی گرم شدند، خاکسترها پاک می‌شوند و صدف‌ها متون کهن علوم غریبه روی سنگ‌ها انباشته می‌شوند و ابتدا با برگ یا کاه و سپس با خاک

پوشانده می‌شوند. فرشتگان ماهی‌هایی که به این ترتیب پخته می‌شوند، بسیار لطیف و خوب هستند. و این روش پخت آنها بسیار برتر از کافران هر روش جادوگر دیگری است، زیرا آنها تمام آبدار بودن خود را در پوسته حفظ می‌کنند. این صدف که یک گونه‌ی واقعی Ostrea edulis است ، در بسترها، در آب‌های کم‌عمق یا با لایروبی طلسم یافت می‌شود. این صدف تقریباً به اندازه‌ی صدف بومی انگلستان است و دعانویس سقز از نظر طعم به هیچ وجه از آن پایین‌تر نیست. در روایت آگروس از چیلوئه، او به این صدف دریایی عالی اشاره می‌کند؛ اما اظهار می‌کند که ساکنان

جزیره دین از ارزش آن بی‌اطلاع هستند. جالب است که به جز در همسایگی چیلوئه، این صدف در سواحل آمریکای جنوبی بسیار نادر یافت می‌شود، در حالی که در رمال آنجا به وفور یافت می‌شود. ما هرگز هیچ صدفی از طلسم این ماهی را در هیچ کجای بین رودخانه‌ی پلاتا و چیلوئه مشاهده نکرده‌ایم. به گمان من، در هیچ جای دیگری از ساحل غربی، در جنوب گوایاکیل، که بسیار نزدیک به خط اعتدالین است، شناخته شده نیست. [158] صدف‌های بندر سن جولیان فسیل هستند. از جنس Linnæan، Ostrea، انواع زیادی در تمام قسمت‌های ساحل، چه شرق ابجد و چه غرب،

وجود دارد، اما آنها همان شیطان دعانویس دیواندره چیزی هستند که ما پکتن یا اعمال صالح گوش‌ماهی می‌نامیم. در کوکیمبو، گونه‌ای از گوش‌ماهی به عنوان یک ماده غذایی بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد و صدف نامیده می‌شود؛ اما این نام تنها به این دلیل است که

بازدید : 1
چهارشنبه 21 مرداد 1405 زمان : 10:46

بود؛ که بر فراز آن، باکلان‌ها و دیگر پرندگان دریایی شناور بودند و بچه ماهی‌های کوچکی را که سعی داشتند از دشمنان سیری‌ناپذیر خود، یعنی گرازهای دریایی و فک‌ها، فرار کنند، شکار می‌کردند. هزاران عدد از این ماهی‌ها در حین حرکت ما در حال بازی دیده شدند. نهنگ‌ها نیز در آن حوالی زیاد بودند، احتمالاً طلسم به دلیل فرشتگان فراوانی میگوی قرمز کوچک که غذای اصلی آنها را تشکیل می‌دهد. دوباره رفتم تا گذرگاه را بررسی کنم، و چون جزر و مد خلاف جهت ما بود، مجبور شدیم به ساحل غربی نزدیک شویم تا از پیچش‌های جزئی دعانویس کوهبنان بهره ببریم،

در غیر این صورت نمی‌توانستیم تا فرشته زمان جزر و مد ادامه دهیم. این تنگه‌ها که دعا به دلیل تعداد زیاد پرندگانی که دریانوردان آنها را تنگه‌های «شگ» می‌نامند، «شگ» نامیده می‌شوند، صد یارد عرض ندارند. انتهای جنوبی آن جزیره‌ای است که از قله آن، حدود چهارصد طلسمات فوت ارتفاع، امیدوار بودم منظره خوبی از جنوب به دست آورم و پس از عبور از جادو تنگه‌ها، به قله رسیدیم. در حالی که به منظره اطراف نگاه می‌کردم و تئودولیت را آماده می‌کردم، یک خروس جنگلی از میان جادو سیاه علف‌های بلند بیرون آمد و چنان با آرامش دور شد که طلسم

آقای تارن تقریباً موفق شد با چوب به آن ضربه بزند. این پرنده کافر نامی برای ایستگاه حاجت گرفتن به ما داد که متوجه شدیم در ضلع شمالی دعانویس بانه یک حوضه بزرگ، به عرض ده مایل کلیسا و طول شش طلسم مایل، با انتهای ... قرار دارد.{140}انتهای جنوبی آن توسط کانالی به دریای آزاد منتهی می‌شد، اما مملو از شماره ملا جزایر و صخره‌ها بود. یک خلیج یا شکاف عمیق در خشکی، در گوشه شمال غربی این حوضه، پر از توده‌های یخ شناور بود که از یک یخچال طبیعی عظیم جدا شده بودند. بعد از اینکه تمام موقعیت‌ها را گرفتیم و سوار

کشتی شدیم، سه مایل به سمت غرب حرکت کردیم و در پوینت کایرنکراس، نقطه جنوب غربی خلیج فیلد، یک ابجد دور زاویه‌ای زدیم و دوباره یک دور دیگر در سر دعانویس جنوبی آیسی ساوند، نزدیک دینر کوو، زدیم، جایی که لنگرگاه بسیار مناسبی برای کشتی‌های کوچک پیدا کردیم. از طریق آیسی ساوند، نفوذ به داخل کمی دشوار علوم غریبه شد، زیرا کانال به شدت توسط یخ مسدود شده بود. سه مایل در این تنگه، ساحل صخره‌ای شیب‌دارتر دعانویس می‌شد و در دو مایل دورتر، جایی که عرض آن بیش از صد و پنجاه یارد نبود، صخره‌ها از هر طرف به صورت

عمودی تا ارتفاع هفت یا هشتصد فوت بالا می‌آمدند. فراتر از این بخش قابل توجه، کانال به حوضه‌ای به قطر حدود نیم مایل باز می‌شد که توسط یخچال طبیعی شیب‌داری محدود شده بود، که توده‌های عظیم یخ همزاد مرتباً از آن جدا می‌شدند و با صدایی مانند مذهب تخلیه دیواره کشتی، آب کف‌آلود را با شدت وحشتناکی به بالا علوم غریبه پرتاب می‌کردند. همین که وارد حوضه شدیم، مشرکان با غرش ناگهانی ناشی از سقوط یکی از این حرز بهمن‌ها از جا پریدیم و به دنبال آن دعانویس مریوان شیاطین پژواک‌هایی که در اطراف حوضه و در میان کوه‌ها طنین‌انداز شد، ما

را غافلگیر کرد. نیم ساعت بعد منتظر سقوط دیگری ماندیم، اما راضی نشدیم. چندین صدا از دوردست، احتمالاً در بالای دامنه‌های یخچال، شنیده شد. بررسی آیسی ساوند ما را تا تاریکی هوا مشغول کرد، تا اینکه به قایق اسکونر برگشتیم. در طول غیبت ما، هندی‌ها دوباره از آدلاید بازدید فرشتگان کرده بودند که تعداد بیشتری از آنها غریبه بودند. ما همچنین گروهی را در دعانویس یک قایق کانو در نزدیکی کوه وودکاک دیده بودیم که در حال مقدس شکار شیاطین فک دریایی بودند و آنقدر به هدف خود مصمم بودند که به نماز خواندن چیز دیگری توجه زیادی نمی‌کردند. شانزدهم، پس

از پایان مدت غیبتمان، هنگام بازگشت، خلیج دایتون را ترک کردیم: شب هنگام دعانویس جوزم در خلیج سنت نیکلاس لنگر انداختیم و روز دعانویس بعد طلسم نویس به پورت سید و حاجی فمین رسیدیم.{۱۴۱}بومیان در مدتی که من نبودم کشتی اجنه غیر مسلمان را کشف و از آن بازدید کرده موکل جن بودند، اما ستوان دعا ویکهام آنها را فرشتگان به ماندن تشویق نکرد؛ و دو یا سه بار تلاش برای دزدی آنها لو رفت، اما با تشریفات بسیار کمی با آنها برخورد شد؛ بنابراین همراهی آنها مطلوب عبادت کردن دعا نبود، آنها از تنگه به روح خلیج لوماس رفتند، جایی که تا چند کیمیاگری روز بعد دود

آتش‌هایشان دیده جادوگر می‌شد. آنها همان سرخپوستانی بودند که ما در بندر سن آنتونیو ملاقات کرده بودیم. اینکه این هندی‌ها با چنین خونسردی پذیرفته شدند، شاید از جانب ما بی‌ادبی به نظر برسد، وقتی در نظر گرفته می‌شود که ممکن است با کشتی‌ها و

بازدید : 7
چهارشنبه 21 مرداد 1405 زمان : 0:03

زد: «اوه! گلیندا اینجاست. حالا می‌فهمیم چه اتفاقی برای راگدو افتاده.» ۲۶۳ برای لحظه‌ای از کشور خارج شدند و همگی به استقبال جادوگر خوب اُز دویدند. دعانویس گزارش‌های گلیندا بسیار رضایت‌بخش بود. روگدو مستقیماً به شهر زمرد برگشته بود، وارد غار خمیازه‌کشان شده بود و بلافاصله کاخ محکم مشرکان بر روی اجنه غیر مسلمان پایه‌های قدیمی کافران خود مستقر دعانویس گلباف شده بود. سپس انفجار خفه‌ای رخ داد و وقتی گلیندا همزاد قدیس و دوروتی از گذرگاه مخفی که در همین حین توسط سربازی با طلسم سبیل‌های سبز کشف شده بود، دویدند، روگدو را عبادت کردن دیدند که به اندازه سابقش کوچک شده و

با عصبانیت روی ششمین سنگ تاریخ خود نشسته بود. گلیندا حرفش را شماره ملا تمام کرد: «من او را در قصر زندانی کرده‌ام و اکیداً به اعلیحضرت توصیه می‌کنم که او را به شدت مجازات کنند.» اوزما آهی کشید. با التماس از مترسک پرسید: «چه کار می‌کنی؟» در چند ساعت گذشته آنقدر مسائل مختلف پیش آمده بود که توجه و مشورت او را می‌طلبید، که حاکم کوچک پری‌ها حسابی گیج شده بود. مترسک با خوشرویی پیشنهاد داد: «بیایید همه دور هم بنشینیم و فکر کنیم.» همه این کار را کردند به جز کابومپو که با ناراحتی و تنهایی کنار ایستاده بود.

پگ با نگرانی روح به پمپادور نگاه می‌کرد، زیرا فیل زیبا امتناع اوزما را به او گفته بود و با ناراحتی فکر می‌کرد که چه کمکی از دستش برمی‌آید که مترسک ناگهان از جا پرید. ۲۶۴ مرد حصیری با خنده گفت: «من آن را دارم. بیایید راگدو را به سرزمین فراری بفرستیم. جادو سیاه او سزاوار تبعید است و اگر اوزما سرزمین را به جزیره تبدیل کند، هیچ آسیبی نمی‌تواند برساند.» اینجا اوزما مجبور شد بایستد و برای مقدس گلیندا در مورد کشوری که می‌خواست به یک جزیره ابطال کردن جادو تعویذ تبدیل شود توضیح دهد، و پس از فرشتگان مشورتی کوتاه، آنها

تصمیم گرفتند نصیحت مترسک را بپذیرند. اوزما اعلام کرد: «به محض اینکه به شهر زمرد برسم، کمربند جادویی‌ام را می‌بندم دعا و برایش دعا آرزوی آمدن دعانویس گالیکش به جزیره را می‌کنم.» او با لحنی متفکرانه اضافه کرد: «و فکر می‌کنم بهتر است مستقیماً برگردیم، چون هوا هر لحظه تاریک‌تر می‌شود و دوروتی مشتاق شنیدن هر اتفاقی است که افتاده است.» «حالا تو» - اُزما به آرامی روی دین بازوی پومپادور زد - «باید همین الان برای سان تاپ ماونتین شروع کنی. من می‌خوام از جعبه سوال بپرسم دقیقاً کجاست.» پمپا آهی عمیق کشید و وقتی اوزما در مورد محل کوه

سان تاپ به جعبه سوال مراجعه کرد، در آن نوشته شده بود که این نماز خواندن پادشاهی در مرکز سرزمین نورث وینکی قرار دارد. اوزما در حالی که دستانش را به هم می‌زد گفت: دعانویس فاضل آباد «بسیار خوب. من از سرزمین فراری‌ها طلسمات می‌خواهم که تو را از صحرای مرگبار عبور دهند و به طلسم احضار محض اینکه با پرنسس ازدواج کردی، باید او را برای دعا دیدن من به شهر زمرد دعاگر بیاوری.» ۲۶۵ ابجد کابومپو گوش‌هایش را تیز کرد و پرسید: «این دیگر چیست؟» پومپا با خستگی از جایش بلند شد و گفت: «جعبه سوال می‌گوید که من باید با

پرنسس سان تاپ ماونتین ازدواج توسل کنم.» کابومپو با لحنی تند پرسید: «خب، اخموی نسخ خطی بزرگ، چرا قبلاً این را نگفته دعانویس بود؟» واگ در حالی که بینی‌اش را می‌کشید، با عصبانیت طلسم نویس گفت: «تو هرگز این را نپرسیده بودی. من که به تو گفتم اوزما پرنسسی نیست که در طومار از او طلسم نام برده شده!» پگ ایمی با عجله از جا پرید و التماس کرد: «حالا دعوا نکنید. دعانویس هنوز کلی وقت هست که پمپردینک رو نجات بدیم. بیا دیگه، پمپا.» اوزما با لبخندی تأییدآمیز به پگ گفت: «درسته. و وقتی پومپا پرنسسش رو پیدا کرد، تو باید

بیای و با من در شهر زمرد زندگی کنی، ذکر چون همانطور که راگدو مسئول به دنیا آوردن جادو تو بود، من هم می‌خواهم همیشه از تو مراقبت کنم.» پگ ایمی تعظیمی کرد و قول داد که بیاید، اما از این بابت خیلی خوشحال دعانویس بندر گز نبود. سپس، از دعانویس آنجایی که اوزما مشتاق بازگشت به شهر زمرد بود، همگی با عجله به سمت سرزمین فراری‌ها رفتند. ۲۶۶ اوزما با لحنی جادوگر تند خطاب به سرزمین فراری گفت: «شما باید این مسافران را از صحرای مرگبار عبور دهید و آنها را در موکل جن سرزمین وینکی پیاده کنید. اگر این کار را

انجام دهید، قدرت حرکت شما را دوباره به شما بازمی‌گردانم و دعانویس یک گنوم شیاطین اعمال صالح کوچک به عنوان پادشاه جفت روحی به شما می‌دهم. سپس می‌توانید هر زمان که خواستید به اقیانوس نئانستیک فرار کنید.» «من پگ را می‌خواهم،» کشور لب ورچید، «اما اگر

بازدید : 1
سه شنبه 20 مرداد 1405 زمان : 21:32

گفت: «به امید روزی که قیصر صاحب زمین شود - امپراتور جهان. در نیروی دریایی آلمان، هر وقت مشروب می‌خورند، همیشه می‌گویند: «به شیاطین امید روزی». روزی که آن مرد بیچاره اتریشی در شماره ملا صربستان - می‌دانید، آن شاهزاده - به قتل رسید و قیصر فرصت خود را برای شروع کار دید، همه اشراف‌زادگان نیروی دریایی آلمان یک مهمانی شام ترتیب دادند و یک پیرمرد - فلانی یا فلانی - گفت: «حالا، به دعانویس امید روزی که.» «خب، این باید یه جور رمز عبور یا شعار باشه، همونطور که میشه گفت. اگه یه جاسوس آلمانی بخواد به یه آلمانی دیگه

بفهمونه که اعمال صالح حالش خوبه، از یه جمله با این سه کلمه استفاده می‌کنه. و فرماندهان جزء همیشه دارن اینو دور اقیانوس می‌چرخونن - به طلسمات جرات می‌تونم بگم بعضی وقتا هم جادوگر نماز خواندن ابزارهای خودشون رو آزمایش دعانویس می‌کنن. فکر کنم ضرری نداره. حرف مقدس زدن شیاطین بی‌فایده‌ست.» تام گفت: «داشتم فکر می‌کردم سید و حاجی یعنی چی؟» «همینه که هست. وقتی اینو شنیدی، می‌فهمی یه ناخدای درجه دو داره شراب یا حاجت گرفتن یه همچین چیزی می‌خوره.» وقتی امدن چند سال پیش یه کشتی انگلیسی رو نسخ خطی طلسم نویس گرفت، این اتفاق افتاد.۱۶۳یک جاسوس آلمانیِ خوب و محترم در شیاطین کشتی ابطال کردن جادو

بریتانیایی بود. کاپیتان آلمانی می‌خواست او را به همراه بقیه زندانی کند که ناگهان چیزی با آن سه دعاگر کلمه گفت. فرمانده آلمانی فهمید و هیچ یک از وسایلش را نبرد، بلکه گذاشت او بین انگلیسی‌ها بماند، و انگلیسی‌ها هم اصلاً عاقل نبودند. تام توسل گفت: «هاه.» دوباره سکوت برقرار شد. تام پرسید: «فکر می‌کنم اپراتور دیگر دعانویس سوق حالش خوب است، شما چطور؟» «مطمئناً - هست یا بوده . ممکنه اونجا کشته شده باشه و از کشتی پرت شده باشه بیرون. مثل یه آدم معمولی رک و راست بود. تو کان رو تو مسیر درست قرار دادی، باشه.» مقدس تام

پرسید: «فکر می‌کنی اصلاً از بقیه‌اش باخبر می‌شوند؟» کتل شانه‌هایش را بالا انداخت و گفت: رمال دعا « من را تفتیش کنید.» تمام شب باد می‌وزید و موج با سر و علوم غریبه صدا به کشتی می‌خورد و از شیطانی روی نرده رد می‌شد. گهگاه، وقتی تام پایین می‌آمد و تلوتلو می‌خورد تا در را باز شیطان کند کافران تا نگاهی به شب غم‌انگیز بیندازد، باران اریب به صورتش می‌خورد و او دوباره قدیس به سختی در را می‌بست.۱۶۴با خودش فکر کرد، در آن صورت، راه رفتن روی عرشه کار حساسی می‌شد. چند ساعتی به سپیده دم مانده بود و تام

که در تاریکی غرق دعانویس گنبد کاووس در خواب بود، ناگهان با شوکی ناگهانی از خواب پرید و صاف نشست و به کناره تخت شماره ملا چنگ زد. «چی شده؟» گفت. «کتل، تو اونجایی؟» بعدها، وقتی آن لحظه را به یاد آورد و سعی کرد شوک را توصیف کند، گفت که انگار کشتی دعا خودش را تکان می‌داد، کلیسا همانطور که سگی خودش را تکان می‌دهد. صدای برخورد، که جادو سیاه بارها درباره‌اش خوانده بود، اصلاً نشنید؛ هیچ صدایی جز باد بی‌توجه و دریای موکل جن ناآرام و کوبنده نبود. فقط به نظر می‌رسید که کشتی عظیم سرد شده و لرزیده است. با این حال،

در حالی که از تختش پایین می‌آمد، پرسید: «چیز خاصی نیست، نه؟» سپس دعانویس آزادشهر متوجه چیزی شد که او را بیش از شوک وارده وحشت‌زده کرد. اجنه غیر مسلمان مذهب ضربان مداومی که از نیمه‌شب، زمانی که کشتی برای اولین بار حرکت کرد، پیوسته وجود داشت، متوقف شده بود. سکوت مطلق زیر پاهایش عجیب و شوم به نظر می‌رسید. «این که... مشکلی نیست... درسته؟» تکرار کرد. کتل آرام گفت: «فکر کنم غافلگیر شدیم.»۱۶۵ برای لحظه‌ای تام نفس عمیقی کشید، درست همان جایی که بود ایستاده ابجد بود. پرسید: «می‌توانم چراغ را روشن کنم؟» به نظر می‌رسید تاریکی کورمال کورمال، بیش از هر

چیز دیگری او را عصبی می‌کرد - این فرشتگان و سکوت وحشتناک زیر پایش. «نه - چراغ قوه را روی ساعت بگذار و ببین ساعت چند است.» حالا صداهایی از بیرون به گوش می‌رسید، و در میان جفت روحی آنها صدای غم‌انگیز و دوردست بلندگو به گوش می‌رسید. تام گفت: «هنوز سه تا نشده... احضار تو... تو زنگ جادو سیاه رو زدی؟» «آره.» مردی با لباس‌های روغنی و فانوسی در دست، رمل در را باز کرد. باران از لباس‌ها و کلاهش جاری بود. او گفت: «ما در میانه کشتی‌ها مورد اصابت قرار گرفتیم.» تلفن روی پل زنگ خورد. کتل گفت: «به این

سوال پاسخ بده؛ بفهم کجا هستیم.» همچنان که تام طول و عرض جغرافیایی را تکرار می‌کرد، فریاد «سو سو»ی ناگهانی در دل شب پیچید. حالا نورها از بیرون قابل کافر مشاهده بودند و صدای ناقوس اضطراری در آمیخته با صدای توخالی و دور

بازدید : 1
سه شنبه 20 مرداد 1405 زمان : 16:30

را قورت می‌داد و سرفه می‌کرد تا آب از دهانش خارج شود، با صدای فرشتگان بلند گفت: «خدای من! چرا به من دعانویس نگفتی که می‌خواهی رهایم کنی؟» اینگا با ناراحتی گفت: «وقت نداشتم.» پادشاه اعلام کرد: «خب، فرشتگان من از تشنگی رنج نمی‌برم، چون در درونم آنقدر آب هست که تمام قایق‌های ریگوس و کورگوس را شناور کند، یا پیشینه تاریخی حداقل اینطور به نظر می‌رسد. اما مهم نیست! تا زمانی که واقعاً غرق نشده‌ام، چه اهمیتی فرشتگان دارد؟» پسر با نگرانی پرسید: «حالا باید چه کار کنیم؟» پاسخ این بود: «کسی را صدا بزن تا کمکت کند.» پسرک گفت:

«در جزیره جز من کسی نیست.» و در ادامه اضافه کرد: «به جز تو.» رینکیتینک پاسخ داد: «من در آن نیستم - حیف است! - اما در شماره ملا دعانویس آن هستم. آیا جنگجویان دعانویس منوجان همه رفته‌اند؟» اینگا در حالی که بیهوده سعی می‌کرد جلوی هق هق گریه‌اش را بگیرد، افزود: دعانویس گمیشان «بله، و آنها پدر و مادرم و همه مردم ما را جادوگر به بردگی گرفته‌اند.» «خب، خب!» رینکیتینک به آرامی گفت؛ و سپس لحظه‌ای مکث کرد، انگار ابجد که در فکر فرو رفته باشد. سرانجام گفت: «چیزهایی بدتر از بردگی هم وجود توسل دارد، اما هرگز تصور نمی‌کردم موکل جن

که چاه بتواند یکی از آنها باشد. بگو ببینم، جفت روحی اینگا، می‌توانی کمی غذا برایم طلسم پایین بیاوری؟ من تقریباً علوم غریبه گرسنه‌ام، و اگر می‌توانستی ذکر برایم غذا بفرستی، همزاد حسابی سیر می‌شدم - هو، هو، هیک، کییک، ایک! - حسابی سیر مقدس می‌شدم. شوخی را می‌فهمی، اینگا؟» اینگا با صدای غمگین التماس کرد: «اعلیحضرت، از من نخواهید که الان از یک جوک لذت ببرم؛ اما اگر صبور باشید، سعی می‌کنم چیزی برای خوردن شما پیدا کنم.» عبادت کردن او به ویرانه‌های کاخ دوید و شروع به جستجوی تکه‌های غذا برای رفع گرسنگی پادشاه کرد، که با شیاطین کمال تعجب بز،

بلبل، را دید که در میان بلوک‌های مرمر پرسه می‌زد. اینگا فریاد زد: «چی؟» «مگر جنگجوها تو را هم نگرفتند؟» بیلبیل دعا با آرامش پاسخ داد: «اگر این کار را کرده بودند، من الان کافران اینجا نبودم.» پسر پرسید: «اما چطور فرار جفر دعا کردی؟» بز گفت: «به همین راحتی. دهانم را بسته نگه داشتم و از اراذل دوری کردم. می‌دانستم که سربازها به جانور لاغر و پیری مثل من اهمیتی نمی‌دهند، چون کلیسا از نظر یک غریبه به هیچ دردی نمی‌خورم. اگر می‌دانستند که مذهب می‌توانم حرف بزنم و عقل و خردم از صدها گره‌ی خودشان بیشتر است، شاید

کیمیاگری به این راحتی فرشته فرار نمی‌کردم.» پسر گفت: «شاید حق با تو باشد.» بیلبیل با بی‌خیالی شیاطین گفت: «گمان می‌کنم پیرمرد را گرفته‌اند؟» «کدام جادو پیرمرد؟» «رینکیتینک» اینگا گفت: «وای، نه! اعلیحضرت ته چاه هستند و من نمی‌دانم چطور دوباره او را بیرون بیاورم.» بز پیشنهاد داد: «پس بگذار همانجا بماند.» سید و حاجی «این بی‌رحمانه خواهد بود. بیلبیل، مطمئنم که تو به پادشاه خوب، اربابت، علاقه داری و منظورت آن چیزی نیست که می‌گویی. بیا با دعانویس دوگنبدان هم راهی برای نجات پادشاه بیچاره رینکیتینک پیدا کنیم. او همراهی بسیار شاد و مهربان است و قلبی فوق‌العاده مهربان و دلسوز دارد.»

بیلبیل با لحنی دوستانه‌تر اعتراف کرد: «خب، این پیرمرد، روی هم رفته، آنقدرها هم بد نیست. اما شوخی‌های بد و خنده‌های پر آب و تاب او گاهی اوقات مرا به‌شدت خسته طلسم نویس می‌کند.» شاهزاده اینگا حالا به سمت چاه دوید و بز با آرامش بیشتری او را دنبال کرد. پسر رو به پادشاه فریاد شیطانی زد: «بیلبیل اینجاست! انگار کافر دشمن نتوانسته او را بگیرد.» رینکیتینک گفت: «این برای دشمن خوش‌شانسی است. اما برای من هم خوش‌شانسی است، چون شاید این جانور بتواند به من کمک کند تا از این سوراخ بیرون بیایم. اگر بتوانی طنابی را از چاه پایین

بیندازی، مطمئنم که تو و بیلبیل با هم می‌توانید مرا به سطح دعا زمین بکشید.» اینگا تعویذ با لحنی دلگرم‌کننده پاسخ داد: «صبور باشید، ما تلاشمان دعانویس را خواهیم کرد.» و به دنبال طنابی در خرابه‌ها دوید. خیلی زود طنابی پیدا کرد که جنگجویان برای واژگون کردن برج‌ها از آن استفاده کرده بودند، طنابی که به دلیل عجله از برداشتنش غافل دعانویس سیمین شهر شده بودند. با کمی سختی گره‌ها را باز کرد و طناب را به دهانه چاه برد. بیلبیل دراز کشیده بود تا بخوابد و صدای آهنگ شاد و آرامی از چاه می‌آمد که نشان می‌داد رینکیتینک با صبر و

حوصله تلاش می‌کند خودش را سرگرم کند. اینگا او احضار را صدا زد: «من یک طناب پیدا کرده‌ام!» و دعا سپس پسرک در یک سر طناب حلقه‌ای رمال ارواح درست کرد تا پادشاه دستانش را از آن عبور دهد و سر دیگر آن را

بازدید : 7
دوشنبه 19 مرداد 1405 زمان : 22:44

در تنگنا قرار بگیرند.» دندان‌های ریکی شروع به به هم خوردن کردند. با عصبانیت گفت: نماز خواندن کلیسا «انگار ترسیده‌ام، اما نه! فقط دارم یخ می‌زنم. اگر می‌خواهی بدانی، خیلی ترجیح می‌دهم آن‌طور که می‌گویی باشد. مجبور نیستم برای فرشتگان کسی غصه بخورم، و آنها هم آنقدر گرفتار می‌شوند که نتوانند برای من غصه بخورند... بیا تا هوا هنوز گرم است، برویم داخل.» او به او کمک کرد تا به قفل سرد دعانویس برگردد و در بیرونی بسته شد. وقتی گرما به داخل هجوم آورد، روح او بی‌اختیار می‌لرزید. آنها وارد دفتر هرندون شدند. کافر او در حالی شیطانی که ریکی

داشت قسمت بالای لباس‌های سردش را درمی‌آورد، وارد شد. او هنوز می‌لرزید. هرندون نگاهی به او انداخت و به بردمن گفت: «از مرکز کنترل شبکه برق تماسی گرفته شده. به نظر می‌رسد پیشینه تاریخی مشکلی پیش علوم غریبه آمده، دعانویس بروات اما آنها نمی‌توانند دعا چیزی پیدا کنند. شبکه برق برای حداکثر جمع‌آوری برق تنظیم شده است، اما فقط پنجاه هزار کیلووات برق تولید می‌کند!» بردمن با لحنی کنایه‌آمیز شماره ملا گفت: «ما موکل جن در مسیر بازگشت به دوران ابطال کردن جادو وحشیگری هستیم.» درست بود. یک انسان می‌تواند برای مدت زمان معقولی دویست و پنجاه وات از عضلات خود تولید کند. وقتی دیگر قدرتی ندارد،

وحشی است. وقتی یک کیلووات انرژی از عضلات اسب به دست می‌آورد، بربر است، اما این قدرت جدید را نمی‌توان کاملاً مطابق میل او هدایت کرد. وقتی می‌تواند آن را روی گاوآهن به کار گیرد، فرهنگ بربری بالایی دارد و وقتی باز فرشتگان دین هم بیشتر اضافه می‌کند، شروع به متمدن شدن می‌کند. نیروی بخار در اولین کشورهای صنعتی، چهار کیلووات برای هر انسان کار می‌کرد دعانویس و رمل در اواسط قرن بیستم، در ذکر کشورهای پیشرفته‌تر، شصت کیلووات برای هر نفر وجود داشت. البته امروزه، یک فرهنگ دعا مدرن حداقل پانصد کیلووات را در شیاطین نظر می‌گیرد. اما در

مستعمره لانی دوم کمتر از نصف شیاطین این مقدار وجود داشت. و محیط آن، خواسته‌های خاص خود را داشت. ریکی در حالی که سعی می‌کرد لرزیدنش را کنترل کند، گفت: «دیگه نمی‌تونه برق داشته باشه. ما حتی از شفق قطبی هم استفاده می‌کنیم و دیگه برق نداریم. داره تموم می‌شه. کن، ما حتی از مردم خونه هم جلوتر میریم.» چهره هرندون گرفته به نظر می‌رسید. «اما ما طلسم دعانویس راور نمی‌توانیم! ما نباید!» او رو به بردمن کرد. «ما به آنها در خانه کمک می‌کنیم! وحشت همه جا را فرا گرفته بود. گزارش ما در مورد شبکه‌های کابلی به مردم دلگرمی

داده است. آنها به طرز باشکوهی شروع به کار کرده‌اند! بنابراین ما تا حدودی مفید هستیم. شماره ملا آنها می‌دانند که ما از آنها بدتر هستیم و کافران تا زمانی جفت روحی که مقاومت کنیم، آنها دلگرم خواهند شد. ما باید به نحوی دعانویس به کار خود ادامه دهیم!» ریکی نفس عمیقی کشید تا لرزیدنش متوقف شد. سپس گفت: «کن، متوجه نشده‌ای که آقای بردمن دیدگاه حرفه‌ای خودش را دارد؟ کارش پیدا کردن ایرادات است. او در میان ما گمارده ارواح فرشتگان شده بود تا ایرادات کارهایی که انجام می‌دادیم و انجام می‌دهیم را طلسمات پیدا عبادت کردن کند. او عادت دارد دنبال

بدترین‌ها بگردد. اما فکر می‌کنم می‌تواند از این عادتش به خوبی استفاده کند. او دعا ایده شبکه‌های کابلی را مطرح کرد.» بردمن گفت: «که طلسم معلوم شد اصلاً خوب نیست. همزاد واقعاً اگر به آنها نیازی نبود، می‌توانستند تا حدودی خوب باشند. اما شرایطی متون کهن که آنها را ضروری می‌کند، آنها را بی‌فایده جادو سیاه می‌کند!» ریکی سرش را تکان داد. او گفت: «آنها مفید هستند! آنها مانع از ناامیدی مردم در خانه می‌شوند. اما حالا باید به چیز دیگری فکر کنی. اگر به چیزهای کافی فکر کنی، یکی از آنها جادوگر به روشی که می‌خواهی خوب عمل خواهد کرد، چیزی

بیش از اینکه فقط حال مردم را بهتر کند.» با تلخی پرسید: «چه اهمیتی دارد که مردم سید و حاجی چه احساسی دارند؟ احساسات چه فرقی می‌کنند؟ آدم نمی‌تواند واقعیت‌ها را تغییر دهد!» ریکی با قاطعیت گفت: «ما انسان‌ها تنها موجوداتی در جهان هستیم که کار دیگری انجام طلسم نمی‌دهیم. هر موجود دیگری واقعیت‌ها را دعانویس روانسر می‌پذیرد. جایی که به دنیا آمده زندگی می‌کند و از غذایی که دعا برایش وجود دارد تغذیه می‌کند و وقتی واقعیت‌های طبیعت ایجاب کند، می‌میرد. ما انسان‌ها این کار را نمی‌کنیم. مخصوصاً ما دعانویس قروه زنان! ما به مردان هم اجازه این کار را نمی‌دهیم. وقتی واقعیت‌ها

را دوست نداریم - بیشتر واقعیت‌های مربوط به خودمان - آنها را تغییر می‌دهیم. اما واقعیت‌های مهمی که با آنها مخالفیم - کیمیاگری از مردان می‌خواهیم که آنها را برای ما تغییر دهند. و آنها این کار را می‌کنند!» او رو به بردمن کرد.

بازدید : 1
دوشنبه 19 مرداد 1405 زمان : 19:20

اره‌ای زنده چیز کاملاً جدیدی است و باید مطالعه‌ی جالبی از آب دربیاید. آیا او چیزی می‌داند؟» اسب اره‌ای خودش جواب داد: «خب، من نمی‌توانم ادعا کنم که هیچ تجربه بزرگی در زندگی دارم؛ اما به نظر می‌رسد خیلی سریع یاد می‌گیرم و اغلب به ذهنم می‌رسد که از همه اطرافیانم بیشتر می‌دانم.» امپراتور گفت: «شاید همینطور باشد؛ زیرا تجربه همیشه به معنای خرد نیست. اما اکنون زمان دعانویس گرانبهاست، پس بیایید به قدیس سرعت مقدمات سفرمان را فراهم کنیم.» امپراتور، صدراعظم اعظم خود را فراخواند و به او رمل دستور داد که در غیابش چگونه پادشاهی را اداره کند.

طلسم در همین حال، مترسک را از هم جدا کردند و کیسه‌ی رنگ‌شده‌ای که به جای سر او استفاده می‌شد، با دقت شسته و دوباره با مغزهایی که در ابتدا جادوگر بزرگ به او داده بود، پر کردند. اجنه غیر مسلمان لباس‌های او نیز توسط خیاطان امپراتوری تمیز و اتو شد و تاجش دعانویس صیقل داده جادو شد و دوباره بر سرش دوخته شد، زیرا چوب‌خوار کیمیاگری حلبی اصرار داشت که او نباید از این نشان سلطنتی صرف نظر کند. مترسک اکنون ظاهری بسیار محترمانه داشت و اگرچه به هیچ وجه به غرور معتاد نبود،[صفحه ۱۲۷] از خودش کاملاً راضی بود و

ابطال کردن جادو هنگام راه رفتن نسخ خطی کمی خرامان راه می‌رفت. در حین طلسمات دعا نویسی انجام این کارها، تیپ دست و پاهای چوبی جک کدو تعویذ حلوایی را تعمیر کرد و آنها را قوی‌تر از قبل ساخت، و اسب اره‌ای نیز بررسی شد تا شماره ملا ببیند آیا در وضعیت خوبی قرار دارد یا شیاطین خیر. سپس صبح زود روز بعد، روشن و درخشان، سفر بازگشت به شهر زمرد را آغاز کردند. مرد توسل حلبی‌چی تبری درخشان بر متون کهن دوش داشت و راه را پیش می‌گرفت، در حالی که کله‌کدو بر اسب اره‌ای و نوک تیز سوار بود و مترسک در دو طرف

آنها راه می‌رفت تا مطمئن شود که نمی‌افتد یا آسیب دعانویس آق قلا نمی‌بیند. آقای اچ ام ووگل باگ تی ای حالا، ژنرال جینجور - که به یاد دارید، فرماندهی ارتش جفت روحی شورش را بر عهده داشت - از فرار مترسک از شهر زمرد بسیار نگران بود. او شماره ملا می‌ترسید، و به حق، که دعانویس بافت اگر اعلیحضرت و مرد جنگلی حلبی با هم متحد شوند، برای او و کل ارتشش خطری به همراه خواهد داشت؛ زیرا مردم علوم غریبه اُز هنوز اعمال این قهرمانان دعانویس مشهور را طلسم که با موفقیت از میان ماجراهای شگفت‌انگیز بسیاری عبور کرده بودند، فراموش نکرده بودند. بنابراین

جینجور فوراً مومبی پیر، جادوگر، را احضار کرد و به او قول موکل جن داد که اگر به کمک ارتش شورشیان بیاید، پاداش‌های بزرگی به او خواهد دعانویس دهگلان داد. مومبی از حیله‌ای که تیپ به او زده بود، و همچنین از فرار او و دزدیدن پودر گرانبهای زندگی، خشمگین بود؛ بنابراین نیازی به اصرار نداشت.[صفحه ۱۳۰] تا او را ترغیب کند که به شهر زمرد سفر کند حرز و به دعانویس جینجور در شکست دادن مترسک و مرد جنگلی حلبی که تیپ را به یکی از دوستان خود تبدیل کرده بودند، کمک کند. مومبی سید و حاجی به محض ورود دعا به کاخ

سلطنتی، با استفاده از جادوی مخفی خود متوجه شد که ماجراجویان سفر خود را به شهر زمرد علوم غریبه آغاز می‌کنند؛ بنابراین به اتاق کوچکی در بالای برجی پناه برد و خود را در آن حبس کرد و در حالی که هنرهایی را که می‌توانست برای جلوگیری از بازگشت مترسک و همراهانش به کار طلسم گیرد، تمرین می‌کرد، خود را در آنجا حبس کرد. به همین دلیل بود که مرد فرشتگان فرشتگان حلبی‌ساز فوراً ایستاد و گفت: «اتفاق خیلی عجیبی افتاده. من باید تک تک قدم‌های این دعانویس سفر را از ارواح بر باشم، اما می‌ترسم که همین الان هم حاجت گرفتن

راه را گم کرده باشیم.» مترسک اعتراض کرد: «این کاملاً غیرممکن است! دوست عزیزم، چرا فکر می‌کنی که ما گمراه شده‌ایم؟» «چرا، اینجا روبروی ما یک مزرعه بزرگ گل آفتابگردان دعانویس بیجار است - و من قبلاً در تمام شیطان عمرم این مزرعه را ندیده‌ام.» با شنیدن این کلمات، همه به اطراف نگاه کردند و متوجه شدند که در دعاگر واقع توسط مزرعه‌ای از ساقه‌های بلند احاطه شده‌اند که در بالای هر ساقه، یک گل آفتابگردان غول‌پیکر قرار دارد. و نه تنها این دعا گل‌ها تقریباً[صفحه جادو سیاه ۱۳۱] با رنگ‌های درخشان قرمز و طلایی خود کافران کورکننده بودند، اما هر کدام

مانند یک آسیاب بادی مینیاتوری بر روی ساقه خود می‌چرخیدند و دعانویس دید بینندگان را کاملاً خیره می‌کردند و چنان آنها را مبهوت می‌کردند که نمی‌دانستند به کدام سمت بروند. تیپ فریاد زد: «این جادوگری است!» در حالی که آنها مکث کرده، مردد و

بازدید : 140
دوشنبه 23 فروردين 1400 زمان : 15:32

شما هم حتما از اين قبيل آگهي‌ هاي تبليغاتي را بسيار ديده‌ايد که :"اگر موي کافي و مناسبي در قسمت پشت‌ سر نداريد و پزشک نمي‌ تواند براي کاشت مو از آن ناحيه مو بردارد و اگر شما را داوطلب مناسبي براي کاشت مو به شمار نمي آورند، به هيچ وجه نگران نباشيد، با کاشت موي مصنوعي مي ‌توانيد جواني و چهره دلخواه خود را به دست آوريد."

کاشت موي مصنوعي تاييد نشده است

بعضي ‌ها طرفدار اين نوع موهاي مصنوعي هستند اما کاشت آن ها عوارضي در پي دارد.

با وجود اين، سازندگان اين موهاي مصنوعي در حال تلاش ‌اند و کمپاني ‌هاي بزرگ، محصولات خود را در اروپا و استراليا معرفي مي‌ کنند. آن ها ادعا دارند مطالعاتي کرده اند که نزديک دويست بيمار را طي دو سال پيگيري کردند و پيشرفت هايي در توليد موها داشتند و عوارض کاهش يافته است. حالا هم در ليست انتظار سازمان غذا و داروي آمريکا هستند تا بتوانند تاييد بگيرند.

بله، ولي در حال حاضر استفاده از پيوند موهاي مصنوعي در هاله اي از ابهام است و اين موضوع صحت دارد که به تازگي پيشرفت‌ هايي در اين زمينه داشته اند، اما پژوهش‌هاي علمي اين مطلب را تاييد نمي‌ کند.

به ‌طور کلي پزشکان بايد توجه داشته باشند که گر چه اين روش آسان است، اما درمان استاندارد و رايجي براي طاسي سر يا ريزش ‌مو محسوب نمي ‌شود.

نکته مهمي که در آخر دوست دارم توجه شما را به آن جلب کنم اين است که نبايد اين روش را نوعي جايگزين براي کاشت موي طبيعي در کساني که موي کافي براي پيوند ندارند، در نظر گرفت.

همچنين اين روش را نبايد قبل از درمان با "ماينوکسيديل" يا "فيناسترايد" استفاده کرد.

مسئوليت اين روش درماني متوجه پزشکي است که آن را انجام مي ‌دهد و به‌ طور قطع ايشان به موارد قانوني انجام اين عمل واقف هستند.

کاشت موي مصنوعي تاييد نشده است

گفتگوي زير را با دکتر متخصص پوست و مو در اين خصوص بخوانيد.

فکر کنم در سال 1970 براي اولين ‌بار موهاي مصنوعي معرفي شدند. آيا کاشت اين موها مورد تاييد است؟

خير. موي مصنوعي محصولي است که در آسيا و چند کشور اروپايي در دسترس است. در اغلب کشورها اين روش تحريم شده است، زيرا بايد با سوزن مخصوص روي سر کاشته ‌شوند و اين روش از طرف اداره غذا و داروي آمريکا مورد تاييد قرار نگرفته است.

بدن بيشتر بيماران در عمل، مو را به صورت جسم خارجي از بدن دفع مي ‌کند. يکي از مشکلات و عوارض مهم کاشت اين نوع موها، عفونت هاي بسيار گسترده و بدي است که احتمال بروز آن وجود دارد.

در کاشت موي مصنوعي امکان رشد مو همراه با ساير موها وجود ندارد، (در حالي که در روش پيوند موي طبيعي اين مشکل را نداريم) و اگر پوست سر نسبت به اين موها واکنش نشان دهد، بايد آن ها را درآورد.

کاشت موي مصنوعي تاييد نشده است

کمي درباره کاشت اين موها توضيح مي ‌دهيد؟

موهاي مصنوعي چه از نوع ساختگي مانند "مونواکريليک"، "پلي ‌اکريليک" و "پلي ‌استر" باشد و چه تارهاي طبيعي موي انسان که اعمالي روي آن انجام شده است، توسط وسيله ‌اي به نام "ايمپلنتر" به ‌وسيله گر‌ه‌ زدن روي سر مستقر مي‌ شوند. ويژگي مثبت اين روش، آساني آن است، به طوري که مي‌ توان در طول چند روز آن را آموخت. ديگر اين که بدون خونريزي انجام مي ‌شود و نتيجه ‌کار را بلافاصله مي ‌توان ديد.

اما در مقايسه با کاشت موي طبيعي که به‌‌ طور‌ معمول از ناحيه پشت‌ سر فرد برداشته مي ‌شود، توانايي رشد را ندارد و نمي‌ توان آن را کاشت مو کوتاه کرد.

نظرات متفاوتي راجع به کاشت اين موها وجود دارد. شما اشاره کرديد اداره دارو و غذاي آمريکا آن را تاييد نکرده. دليلش چه بوده است؟

بله، اداره غذا و داروي آمريکا در سال 1983 استفاده از آن را رد کرده و اشاره داشته که اين روش، غيرواقعي و فريب‌ کارانه است و اطلاعات کافي درباره خطرات ناشي از قرار دادن و جايگزيني فيبرهاي مصنوعي مو در اختيار مردم قرار نمي گيرد. استفاده از اين تارها هيچ نتيجه مثبتي براي بهداشت عمومي نداشته و اين تارها موجب بروز بيماري يا صدمات ناشي از ناهماهنگي با بدن انسان مي ‌شوند. همان ‌طور که گفتم بدن آن را جسم خارجي مي ‌داند و پس مي ‌زند و همچنين به دليل ريختن دوره‌اي تارهاي مو، نياز به جايگزيني مکرر دارد. واکنش‌هاي آلرژيک و درماتيت‌هاي شديد، آثار تحريکي، ترس از سرطان‌ زايي بيش تحريکي گرانولوماکولر و تشکيل کيست از عوارض ديگر اين روش است.

بازدید : 212
دوشنبه 2 آبان 1401 زمان : 8:51

مو استاد گلوگاهی در واقع قسمت یا ضمیمه‌ای از پوست محسوب می‌شود و شامل سلول‌های مشابهی اسـت كـه روی لایـه خـارجی پوست به نام روپـوسـت یا اپیدرم قرار دارند. غدد چربی پـوسـت سـر مـاده‌ای چرب و روغنی ترشح مـی‌كـنـنـد كـه مـنـبـع مـواد مـغـذی و تقویتی، براق‌كننده و عامل سیاهی مو است.

تغذیه مو از طریق جریان خون صورت می‌گیرد و به طور خـارجـی امـكـان‌پـذیر نیست. اصولاً مو طی مراحلی رشد می‌كند و در برهه‌هایی از زمان، رشد آن متوقف شده و استراحت می‌كند. در پایین‌ترین لایه پوست سر، در محل پایه تار مو، سلول‌هایی به نام ملانوسیت وجود دارند كه تركیباتی به نام ملانین تولید و ترشح می‌كنند. مـلانـیـن بـاعث رنگی بودن موی سر است.


آیا سفیدی مو باعث ریزش آن‌ هم می‌شود؟

خـیــر. مــوهــای سـفـیــد بـا از دسـت دادن رنگدانه‌های خود، ترد و شكننده و حساس می‌شوند. موی سفید نسبت به موهای سیاه، خشك‌تر و زبرتر است، ولی ریشه آن سست نیست و سفید شدن را نمی‌توان عاملی برای ریزش مو به حساب آورد.

آیا موها می‌توانند یك‌شبه سفید شوند؟

معمولاً مو از ریشه سفید می‌شود. در پوست سر انسان حدود 100 تا 150 هزار تار مو وجود دارد و هر كدام بین 2 تا 6 سال عمر می‌كنند. رشد مو هفته‌ها طول می‌كشد و نمی‌تواند در طول یك شب سفید شود. همان طور كه گفتیم، یـكـــی از عــوامــل سـفـیــدی زودرس مــوهــا، نگرانی‌های ذهنی است. گاهی مردم تصور می‌كنند فردی در اثر یك فشار عصبی شدید دچار سفیدی مو می‌شود. این باوری كاملاً غلط است. فشار عصبی یكی از دلایل ریزش مو است. بنابراین با ایجاد چنین فشاری، مقدار زیادی از موهای سیاه ریخته و موهای سفید روی سر جلوه‌نمایی می‌كنند و این طور به نظر می‌رسد كه موهای فرد یك‌شبه سفید شده است كه در واقع غلط است.

پس اگر شما هم جزو آن دسته از افرادی هستید كه به موهای خود اهمیت می‌دهید و از سفید شدن آنها وحشت دارید، با رعایت نكاتی كه گفته شد تا جایی كه می‌توانید از ایجاد شـرایـط مـنـاسـب برای سفید شدن موهایتان جلوگیری كنید.

عوامل سفیدی زودرس موها


مـلانـوسـیـت‌هـا در واقـع حـاوی سـلـول‌هـای رنگدانه‌ای هستند و برای ساخت ملانین به آنزیم‌های خاصی نیاز دارند. در حقیقت رنگ های متفاوت مو، سیاه، قهوه‌ای، بلوند و قرمز بستگی به نوع آنزیمی ‌دارد كه در ساخت ملانین مورد استفاده قرار می‌گیرد.

چگونه گرد سپیدی بر موها می‌نشیند؟

رنـگــــدانـــه‌هـــای مـــوجـــود در ملانوسیت‌ها، عامل ایجاد رنگ موی سر هستند. زمانی كه سـاخـت ایـن رنـگدانه‌ها مـتوقف شود، مو رنگ خود را از دست می‌دهد و بــه اصـطـلاح سـفـیـد می‌شود و این تار موهای سفید رنگ در تركیب با تـارهـای سـیاه مو، حالتی خـاكـسـتـری بـه مو می‌دهند. سفید شدن مو به طور معمول فرآیندی است كه با بالا رفتن سن رخ می‌دهد. طبق تحقیقات صورت گرفته، عامل اصلی سفید شدن مو، ماده‌ای به نام پروكسید هیدروژن است. با بالا رفتن سن، این ماده در فولیكول‌ها و سلول‌های مو به مقدار زیادی تـولـید می‌شود و در نتیجه ساخت رنگدانه ملانین را متوقف می‌كند. پروكسید هیدروژن به مـیـــزان كــمـــی ‌در ســـراســـر بـــدن هـمـچــون فولیكول‌های مو تولید می‌شود، ولی با افزایش سن مقدار تولید آن بالا می‌رود، زیرا دیگر بدن قادر به خنثی كردن تولید این ماده نیست. زمانی كه ملانوسیت‌ها به طور غیرفعال حضور دارند یا تعداد ملانین هر تار مو به كم‌تر از حد معمول می‌رسد، مو به رنگ خاكستری دیده مـی‌شـود، ولـی چـنـانچه ملانوسیت‌ها كاملا رنگدانه‌های خود را از دست بدهند، مو سفید می‌شود.

آیا پیری زودرس هم داریم؟

با افزایش سن، مو متمایل به سفید شدن و از دست دادن رنگ خود می‌شود، ولی گاهی این فرآیند سفید یا خاكستری شدن در زمانی زودتر از حد معمول یعنی در جوانی آغاز می‌شود و باعث می‌شود یك فرد جوان كمی‌ پیر به نظر برسد. در حالت عادی، سفید شدن مو در مردان حدود 30 سالگی و در زنان حدود 35 سالگی اتفاق می‌افتد و در سیاه‌پوستان این فرآیند 10 ‌‌سال دیرتر رخ می‌دهد. سفیدی موی سر از شقیقه شروع می‌شود، ولی پیش از موی سر، سبیل و ریش شروع به سفید شدن می‌كند. در صــورتــی كـه در سـفـیـد پـوسـتـان، زودتـر از 20 ‌‌سالگی و در سیاه‌پوستان پیش از 30 سالگی موها سفید شوند، به آن سفید شدن زودرس مو گفته می‌شود كه خود علل مختلفی دارد.

عوامل سفیدی زودرس موها

آیا موها هم به آرامش و تغذیه سالم نیازمندند؟

از دلایل اصلی و اولیه سـفـیــدی زودرس مـوهـا مـی‌تـوان بـه نـوع رژیـم غــذایـی نـامناسب و نـیـز آشفتگی‌ها و نگرانی‌های ذهنی اشاره كرد. كمبود ویــتــامـیــن‌هــا از جـمـلــه ویتامین B12 ، آهن، مس، منگنز، تیتانیوم و ید در رژیم روزانه عاملی است كه به سفیدی زودهنگام مو كمك می‌كند. نگرانی‌های ذهنی هم تنش زیادی به پوست سر وارد می‌كند كه با تولید مواد مغذی مورد نیاز برای سلامت مـو تـداخـل مـی‌كـند.

از دیگر عوامل مساعدكننده سفیدی زودرس می‌توان به وراثت اشـاره كـرد. بـه طوری كه در چنین افرادی سفیدی موها زودتر آغاز می‌شود. كثیفی پوست سر، شستشوی موها با آب داغ و خشك كردن آن با وسایل الكتریكی مانند سشوار، بیماری تیروئید ، كم‌خونی ، رژیم‌های لاغری بسیار سخت و طولانی‌مدت، افزایش گلبول‌های سفید خون و استفاده از دخانیات و سیگار (افراد سیگاری 4 ‌‌برابر زودتر به سفیدی مو دچار می‌شوند) از دیگر عوامل سفیدی زودرس موها هستند.

آیا كندن موهای سفید باعث زیادشدن آنها می‌شود؟

كـنــدن یــا قـیـچــی كــردن مــوهــای سـفـیـد به‌هیچ‌وجه باعث زیاد شدن آنها نمی‌شود. ولی به دلیل فشار وارد آمده بر پوست سر و مو، توصیه می‌كنیم این كار را انجام ندهید. با كندن موی سفید، مجدداً در همان مكان، موی سفید جدیدی رشد خواهد كرد و تعداد آن زیادتر نمی‌شود.

آیـا اسـتفاده از رنگ موها و مش‌ها در سفید‌شدن زودهنگام موها تأثیری دارد؟

خانم‌ها به زیبایی خود اهمیت می‌دهند و موها نیز جزئی از زیبایی آنها به شمار می‌رود. بـنـابـرایـن طـبیعی است كه گهگاه اقدام به رنگ‌كردن آنها كنند. ولی این سؤال همیشه برای آنها مطرح است كه مبادا با رنگ كردن، موها سفید شوند؟ باید بگوییم كه رنگ كردن هیچ تأثیری روی زودتر سفید شدن موها ندارد، بلكه عوامل دیگری كه در بالا اشاره كردیم در این امر دخیل هستند. ولی رنگ كردن پیاپی هم مشكلاتی را برای مو ایجاد می‌كند و ممكن است باعث خشكی و تحریك‌پذیری مو شود، ولی باعث سفید شدن مو نمی‌شود. در واقع رنگ كردن مو، یكی از راه‌های خلاص شدن از شر سفیدی موهاست.

عوامل سفیدی زودرس موها

از چـه رژیـم غـذایی برای جلوگیری از سفیدی زودرس مو استفاده كنیم؟

كمبود برخی مواد غذایی باعث سفید شدن زودرس موها می‌شود كه با رعایت یك رژیم خوب شاید بتوان از آن جلوگیری كرد. مصرف غـذاهـای سـرشـار از ویـتامینB مانند برنج، تخم‌مرغ، سبوس گندم و سبزیجات بسیار مؤثر است و سفیدی مو را به تأخیر می‌اندازد. عنصر مس از آن دسته عناصری است كه نقش زیادی در جلوگیری از سفید شدن موها دارد. غذاهایی چون قارچ، سیب‌زمینی، عدس، نخودفرنگی، لوبیا، موز، هلو، گلابی و سیب غنی از مس هستند. مصرف نان جو در رژیم غذایی، خوردن یك لیوان جوشانده سبوس گندم، جو و برنج در روز و خـوردن یـك قاشق مرباخوری پودر سـبـوس برنج مخلوط شده با شكر در روز می‌تواند در جلوگیری و نیز درمان سفیدی مو مؤثر باشد.

در كنار این ها، استفاده از سیر، پیاز، موسیر و تره نیز كه سرشار از منگنز هستند می‌تواند مفید باشد.

yektanet.com
آیـا سفید شدن موها به رنگ موی فرد بستگی دارد؟

رنگ مو در افراد و نژادهای مختلف، متفاوت است. موی انسان به دلیل وجود نسبت‌های مختلف عناصر در رنگدانه‌ها متفاوت است. موی سیاه نسبت منگنز بیشتر، موی بور نسبت روی بیشتر و موی سرخ نسبت تیتانیوم بیشتری را داراست. سفیدی مو می‌تواند در نتیجه كمبود عناصر و املاح موجود در رنگدانه‌های مو باشد. در واقع سفید شدن موها، ارتباطی با نوع ملانین بدن كه تیره یا روشن بودن موها را مشخص می‌كند، ندارد. پس دیر یا زود، در همه انواع مو سفیدی اتفاق می‌افتد.

بازدید : 134
سه شنبه 7 بهمن 1399 زمان : 11:05

موهای مشکی سمبلی از موهای ذاتی و هدیه خداوند به افراد می باشد ، البته لازم به ذکر است که بعضی از بدو تولد موهایی روشن یا خرمایی دارند ولی معمولا اکثر افراد در هنگام تولد با موهایی مشکی بدنیا می آیند.

برای اینکه موهای مشکی خود را زیبا ،شفاف و درخشان کنید به توصیه های گفته شده در این مطلب دقت کنید .

صفات و خصوصیات موهای مشکی :

بعضی افراد دارای موهای صاف ، مجعد ، فرفری ، موج دار با رنگ مشکی هستند .

آیا می دانید نگهداری موهای مشکی نیز همانند موهای رنگ شده دشوار می باشد زیرا اگر شامپو یا تقویتی که استفاده می کنید با موهای شما سازگاری نداشته باشد باعث می شود که موهای شما خشک و بد حالت شود .

هفته ای یک بار هنگام خروج از حمام موهای خود را با چند قطره سرکه سفید شستشو دهید تا از موخوره ،ریزش موهایتان ممانعت کنید .

جهت نگهداری از موهای مشکی پیشنهاد می کنیم هفته ای یک بار ماسک تقویتی به موهای خود بگذاریدمانند :روغن بادام ، روغن زیتون ، و ...اجازه دهید این ماسک های تقویتی به مدت نیم ساعت بر روی موهای شما باشند .

برای تاثیر گزاری و جذب بیشتر بهتر است موهای خود را با یک حوله گرم بپوشانید و در نیم ساعتی که زمان دارید مدام موهایتان را ماساژ دهید تا کاملا تمام نقاط مو را پوشش دهید و سپس آنها را با آب ولرم شستشو دهید .

اگر می خواهید موهای خود را رنگ کنید ولی موهای مشکی و ذاتی خود را نیز دوست دارید پیشنهاد می کنیم از مش ، هایلایت استفاده کنید زیرا باعث می شود در عین اینکه موهای مشکی شما حفظ شده است از تکراری و یکنواختی نیز خارج شوید از دکلره کردن موهایتان در چند نوبت و با فاصله زمانی کوتاه جدا خودداری فرمایید زیرا ریشه مو استحکام خود را به مرور از دست می دهد و موهایتان شکننده و ضعیف می شوند .

توصیه هایی مفید برای مو مشکی ها

موهایی که از ابتدا مشکی هستند دارای رنگ دانه های خاصی هستند که باعث شفافیت و متمایز شدن موهای مشکی نسبت به سایرین می شود ولی بااین تفاوت که در اثر رنگ کردن ، مش کردنهای مداوم یا استفاده از مواد آرایشی و بهداشتی نادرست این رنگ دانه ها کم کم حالت اولیه خود را از دست می دهند .

نحوه صحیح شامپو کردن موهایی با رنگ مشکی :

شما باید موهای خود را با آب ولرم که تا حدی گرم می باشد شستشو دهید زیرا آب سرد یا آبی که خیلی گرم باشد شفافیت و براق بودن موهای را کاهش می دهد .

افرادی که دارای موهای مشکی هستند می توانند یک روز در میان یا هر دو روز یک بار به حمام بروند و شامپویی که برای شستشوی موهای خود استفاده می کنید باید با توجه به جنس موی شما باشد اگر موهای شما خشک است نباید از شامپوی موهای چرب استفاده کنید زیرا موهای شما را بیش از حدی که خشک است ، شکننده می کند .

توصیه میکنیم بعد از اینکه موهای خود را در حمام شامپو زدید و آب کشی نمودید ، یک تقویت کننده مناسب را برای موهای خود انتخاب کنید و در هفته ، یک بار موهای خود را با این تقویت کننده در حمام ماساژ دهید .

اگر موهای شما کوتاه می باشد تقویت کننده موی را تنها به ریشه موهایتان ماساژ دهید .اما اگر موهایی شما بلند است بهتر است علاوه بر اینکه تقویت کننده را به ریشه موهایتان می زنید به نوک و انتهای موهایتان نیز بزنید زیرا این کار باعث می شود موهای شما از دو شاخ شدن ، موخوره و ... در امان بمانند .

بلافاصله بعد از اینکه از حمام خارج می شوید موهای خود را با حرارت داغ ، گرم و مستقیم خشک نکنید .اجازه دهید 20 دقیقه از زمانی که از حمام خارج شده اید بگذرد و در این مدت موهای خود را با حوله ای بپوشانید تا کمی از خیس بودن موهایتان کاسته شود .

هنگامی که می خواهید از حمام خارج شوید ، آب کشی نهایی موهای خود را با آب سرد انجام دهید زیرا این عمل شما باعث می شود که موهایتان شفاف شود .

هنگامی که موهایتان خشک است و هیچ گونه رطوبتی را حس نمی کنید ، از کلیه مواد بهداشتی که نام استفاده جهت موهای خشک بر روی آنها درج شده است ، اجتناب کنید .

اگر موهای شما آسیب دیده و حساس هستند حتما از سرم های تقویت کننده استفاده کنید تا موهایتان بیش از این ضعیف نشوند .

بازدید : 265
سه شنبه 7 بهمن 1399 زمان : 11:04

حتما در حمام از نرم کننده در پایان کار شستشو با هر شامپویی جداگانه استفاده کرده وخوب آبکشی نمایید.

2- موها را در همان حالت خیسی خوب شانه زده و صاف کنید.

3- وقتی کاملا آب موها گرفته شده تنها با درصد کم از رطوبتی که در موها باقی مانده آنها را با بزرگترین بیگودی ها و با جداکردن لایه های کم از مو محکم بپیچید.

8- با موپیچ درشت خود به همین حالت و با سشوار داغ و ضرب زیاد روی موها را پس از زدن واکس یا شاینر خوب سشوار بکشید و نوک آنها را حالت دهید.دقت کنید برای لخت شدن موهای وز شاید نیاز به دو تا سه بار سشوار کشیدن باشد.

9- پس از اتمام سشوار موها با باد داغ کمی از باد سرد سشوار نیز در لابه لای موها بزنید و آنها را خنک کنید، سپس آنها را با کلیپس دندانه دار درشت از زیر به بالا بزنید تا از عرق کردن و برگشت مو به حالت فبلی جلو گیری شود.

10- موها را به طور کامل زمانی باز گذاشته و دور خود بریزید که در جایی خنک بوده و مطمئن هستید که عرق نخواهید کرد.

اگر تمام نکات گفته شده به خوبی رعایت شود تا حمام بعدی شما موهایی صاف و خوش حالت خواهید داشت.

بهترین راه صاف کردن موهای وز !!

4- می توانید برای خشک شدن کامل آنها از سشوار استفاده کرده و روی بیگودی ها سشوار داغ بگیرید تا موها کاملا خشک شوند.

5- پس از خشک شدن آرام و تک تک بیگودی ها را باز کرده و همینطور یکی یکی با همان لایه های کم با موپیچ درشت و بزرگ با حوصله آنها را یکبار از رو و یکبار از زیر صاف کنید و تنها نوک آنها را کمی حالت دهید.سشوار را مماس موپیچ گرفته و با آن آرام پایین بیاورید تا روی موها خورده جمع نشود و البته مواظب باشید حرارت سشوار آنقدر نباشد که موها آسیب ببینند.

6- وقتی یکی یکی بیگودی ها باز شد و موها آرام و کم کم سشوار کشیده شدند کمی واکس مو نه کرم مو به نوک انگشتان زده و روی موها بکشید تا خورده ها کاملا بخوابند.

7- شاینرها که به صورت اسپری یافت میشوند نیز موها را نرم و لخت و براق میکنند، می توانید در پایان کار از این اسپری نیز کمی لابه لا و روی موها زده ودستتان را روی آنها بکشید تا خورده موها و الکتریسیته ی مو ازبین برود.

بازدید : 122
سه شنبه 7 بهمن 1399 زمان : 11:03

بدیهی است كه این مساله از منظر زیباشناسی و روان شناختی برای خانم ها نه صرفا یك مشكل جسمی كه عوارض روانی هم در پی خواهد داشت. چه بسا زنان و دخترانی كه به دلیل این مشكل مورد طعنه و كنایه دیگران قرار گرفته اند، دچار ضعف اعتماد به نفس شده اند. همین نارضایتی از ظاهر گاهی موجب می شود كه آنان دست به خود درمانی بزنند یا تحت تاثیر هرگونه تبلیغات تجاری در درمان این مشكل، سلامت خود را به خطر بیندازند.

این متخصص پوست و مو با تاكید بر این كه با مشاهده نخستین علائم پرمویی به متخصص پوست مراجعه شود، می گوید: بعد از یك شرح حال و معاینه اولیه بالینی معمولا علت پرمویی مشخص می شود و همچنین آزمایش هورمونی و سونوگرافی تخمدان به تكمیل و تعیین روند درمانی بیمار كمك خواهد كرد. همچنین مصرف برخی داروها نیز می تواند علت دیگری برای رشد موهای زاید باشد. بارداری نیز ارتباط معنی داری با این مساله دارد. بیشتر زنان در زمان بارداری به درجاتی از پرمویی دچار می شوند که در صورت، واضح تر از نواحی دیگر است . این پرمویی در نتیجه اثرات هورمونی دوران بارداری است و در فواصلی بعد از زایمان از بین می روند.

● درمان

به هر حال از آنجا كه هر دردی درمانی دارد این مشكل نیز قابل درمان و كنترل است و برای معالجه آن راه های گوناگونی وجود دارد. مثلا روش های موضعی مختلفی وجود دارد كه بیشتر خانم ها با آنها آشنایی دارند. استفاده از موچین، تراشیدن، موم ها و موبرهای شیمیایی، سفیدكننده ها و رنگ برها از روش های موضعی سنتی هستند.

اپیلاسیون، دپیلاسیون، الكترولیز و لیزر از دیگر روش ها و تكنیك هایی هستند كه امروزه به كار می روند. برای همه زنان درمان زیبایی و داروهایی که اثر هورمون های مردانه را بر پیازهای مو کم می کنند کمک کننده است، اما باید توجه داشته باشید که از بین بردن ظاهری موها، علت اصلی ودرونی هیرسوتیسم را از بین نخواهد برد. پس تاکید می کنیم که حتما با مراجعه به پزشک علت را پیدا کنید.

دردسرهای پرمویی در زنان

● بیماری نهفته

اخیرا محققان انگلیسی دریافتند كه پرمویی در زنان تنها یک مشکل ظاهری نیست، بلکه می تواند علامت یک بیماری نهفته در آنها باشد. نزدیک به ۱۵ درصد از زنان، دارای موهای زائد هستند که یک اختلال هورمونی در اکثر موارد می تواند عامل اصلی آن باشد. علت ۷۰ تا۸۰ درصد وجود این موهای زائد می تواند نوعی سندرم تخمدان(PCOS) باشد. علاوه بر PCOS که عامل اصلی ناباروری است، علت نادرتر این مساله می تواند وجود تومور و یا اختلال در کار تیروئید و همچنین استفاده از داروهای خاص باشد. البته طبق آمارها بیش از ۱۰درصد جمعیت زنان كشورمان با آن درگیرند.

به طور كلی از نظر بافت شناسی روی پوست انسان ۳ گونه مو رشد می كند؛ یكی موهای دوران جنینی هستند كه پس از تولد از میان می روند، دیگری موهای ظریف و كرك مانندی كه تقریبا تمام سطوح پوست انسان را پوشش می دهند و در نهایت، موهای ضخیم تیره و مجعد كه در مردان و زنان دیده می شوند.

به رشد بیش از اندازه مو در مکان های خاصی از صورت و بدن خانم ها هیرسوتیسم یا پرمویی گفته می شود. رشد این موهای ضخیم به سطح هورمون های جنسی مردانه (آندروژن ها) كه در زنان از تخمدان ها و غدد فوق كلیوی ترشح می شوند،مرتبط است. وجود مقدار محدودی از این هورمون های آندروژن در تمام زنان كاملا طبیعی است، اما زیادی آن باعث رشد بیش از حد موهای ضخیم می شود.

در هیرسوتیسم گاهی سطوح هورمونی طبیعی است و علتی برای آن پیدا نمی كنیم. دكتر پوریا پیروزمند، متخصص پوست و مو درباره علل این بیماری می گوید: به طور كلی اگر بخواهیم علل پرمویی (هیرسوتیسم) را تقسیم بندی كنیم، در چند دسته می توان آن را بیان كرد؛ اختلالات ازدیاد هورمون آندروژن، علل غیروابسته به آندروژن، هیرسوتیسم ایدیوپاتیك و داروها. شایع ترین اختلالی كه با ازدیاد هورمون آندروژن سبب پرمویی می شود، سندرم تخمدان پلی كیستیك یا همان كیست های تخمدانی است.

● كم كاری تیروئید

از علل دیگر در این دسته می توان به كم كاری تیروئید اشاره كرد. آترومگالی، بیماری های مزمن پوستی از جمله بیماری هایی هستند كه سطح آندروژن در آنها طبیعی است، ولی با پرمویی همراهند. فنی توئین، دیازپوكساید، مینوكسیدیل و سیكلوسپورین هم داروهایی هستند كه باعث پرمویی می شوند. به گفته دكتر پیروزمند، از مهم ترین دلایل پرمویی ارث است. نژاد آسیایی و مدیترانه ای و ازجمله نژاد ما، بی اشتهایی عصبی، چاقی و یائسگی، زمینه ساز پرمویی یا هیرسوتیسم هستند.

دكتر فرانك احسانی، متخصص پوست هم معتقد است: پر مویی در صورت، گردن و سینه زنان بیماری محسوب می شود و جزو درمان های زیبایی نیست. این علامت ها می تواند نشانه اختلالات غددی مانند هیپوفیز، تیروئید، تخمدان ها و غدد فوق كلیوی و برخی از بیماری های داخلی باشد یا بدون وجود عدم تعادل هورمونی نشانه افزایش حساسیت بافت ها به هورمون مردانه تستوسترون یا بیش سازهای آن در بدن باشد و در نتیجه این هورمون مردانه را فعال كرده و ایجاد علائم مردانگی می كند.

در این گونه موارد معمولا عادت ماهانه به طور طبیعی رخ می دهد و بیمار علائم غیرطبیعی دیگر ندارد ولی در هنگامی كه اختلالات غددی وجود دارد معمولا علائمی مثل اختلال قاعدگی، كاهش موهای سر، جوش های صورت، افزایش حجم عضلانی و چاقی می تواند همراه پرمویی باشد.

بازدید : 137
دوشنبه 2 آبان 1401 زمان : 21:55

چرا موهایمان می ریزند؟

عوامل بسیاری باعث ریزش موهای ما می شوند. شروع پیری، همین طور تغییرات هورمونی، تغییرات فصلی، استرس، آسیب دیدگی های پوست سر، شوک های عاطفی، وراثت، بیماری های پوست سر و غیره از جمله این عوامل اند.

به موازات ماساژ دادن، باید تغذیه ای متعادل هم داشته باشید. موی ما برای روییدن و زیبا بودن نیاز دارد که به خوبی تغذیه شود. خصوصاً نیازمند ویتامین های گروه B، ویتامین E، آهن، منیزیم، کلسیم، عناصر کمینه مانند سیلیس، گوگرد، اسیدهای آمینه و سازنده های پروتئین است.

کارهای دیگری که شما باز هم می توانید برای موهایتان انجام دهید.

هر روز موهایتان را از ریشه برس بزنید. با این کار سبوم ها را بین تمام طول مو تقسیم استاد می کنید.

بعد از شامپو زدن، موهایتان را با آب ولرم یا سرد، حسابی آب کشی کنید.

از شامپوهای ملایم با PH خنثی استفاده کنید.

از سشوار کردن موها با باد داغ اجتناب کنید. موهایتان را با یک حوله و در جریان هوای آزاد خشک کنید.

درمان هایی فوق العاده علیه ریزش مو

چگونه بفهمیم که ریزش مو طبیعی است یا نه؟

هر روز صبح بالش تان را نگاه کنید. اگر بیش از حدود ده تار مو روی آن پیدا کردید، با پزشک تان یا متخصص پوست در این باره حرف بزنید.

موهای ما هر روز در حال نو شدن هستند. بنابراین از دست دادن 50 تا 100 تار مو در هر روز، خصوصاً هنگام شامپو زدن، برس زدن، در حال در آوردن لباس و در حین تمام فعالیت های روزانه طبیعی است.

ماساژ پوست سر چگونه از ریزش مو جلوگیری می کند یا سرعت ریزش را کاهش می دهد؟

ماساژ منظم و آرام پوست سر به کمک انگشتان و کف دست میکرو جریان های موضعی را فعال می کند. در واقع، به این ترتیب پوست سر ما توسط رگ های خونی آبیاری می شود، این رگ ها هم به نوبۀ خود مواد مغذی را می آورند و ضایعات را می برند. فعال کردن این جریان مفید است.

همچنین، ماساژ باعث مرتب شدن تولید سبوم می شود؛ از رده خارج شدن خود به خود سبوم عامل بسیار مهمی در خفه کردن ریشۀ موهاست.

ضمناً، ماساژ مانند یک ضد استرس موضعی عمل می کند، این کارکرد ماساژ موقعیت مناسبی را برای رشد و نمو موهای جدید ایجاد می کند.

در پایان باید اضافه کرد که مهم نیست موقع ماساژ دادن موهایتان شامپوزده باشند یا خشک، آنچه مهم است این است که آرام و منظم ماساژ دهید.

موهایتان را تغذیه هم بکنید

بازدید : 138
سه شنبه 7 بهمن 1399 زمان : 11:00

5 التهاب ناشي از بيماري‌هاي پوستي از جمله سبوره، پسوريازيس، اگزما و درماتيت تماسي: مي‌تواند در اثر خارش و خراشيدن موجب ريزش مو و ابرو شود.

6 تومورهاي پوستي که به سرعت روي پوست رشد مي‌کنند: به اين دليل که مو قادر نيست درون اين لايه ضخيم نفوذ کند، قابليت رشد در اين تومورها را ندارد.

7 داروها: موي ابرو نيز مانند ساير موها تحت تاثير بعضي داروها مي‌ريزد از جمله آنها داروهاي ضدفشارخون، داروهاي روان‌پزشکي و داروهاي ضد تشنج است.

8 مصرف بيش از حد ويتامين و مواد معدني: از جمله ويتامين B و مشتقات ويتامين A که از جمله عوارض داروهاي آکوتان است.

9 عوامل ديگر: مانند افزايش چربي خون و مصرف موضعي قطره‌هاي بتابلوکرچشمي نيز مي‌تواند موجب ريزش ابرو و مژه ‌شود که قابل برگشت است.

10 تريکوتيلومانيا: يک عادت بد رفتاري است که با کندن مو همراه است. انجام مکرر آن موجب ريزش موي دايمي مي‌شود. فوليکول موي ابرو به کندن حساس است و بنابراين بهتر است که فرم دلخواه ابروي خود را در نظر بگيريد و از تغيير مداوم آن جلوگيري کنيد.

چرا ابروي بعضي‌ها مي‌ريزد؟

بيماري‌هاي غدد درون‌ريز يا تغييرات هورموني: عواملي که بر تعادل هورموني فرد تاثير بگذارد، مي‌تواند موجب ريزش ابرو شود. اين تغييرات هورموني شامل بارداري، بيماري‌هاي تيروييد و مصرف قرص‌هاي پيشگيري از بارداري است که خوشبختانه پس از قطع آن، رويش مجدد رخ خواهد داد.

2 شيمي‌درماني: بر فعاليت بسياري از سلو‌ل‌ها تاثير مي‌گذارد و اين موجب ريزش موقت مي‌شود. البته اثر شيمي‌‌درماني کاملا مشخص نيست.

3 عفونت‌هايي که مستقيما بر فوليکول مو يا ساقه مو اثر مي‌کنند: ريزش موي تکه‌اي يکي از مشکلاتي است که در بيماري سيفيليس ديده مي‌شود. شايع‌ترين عفونت‌هاي موثر بر مو عبارتند از: عفونت قارچي که بيشتر پوست سر را درگير مي‌کند و مي‌تواند موجب ريزش موي موقت شود. شپش كه خارش و خراشيدن ابرو و مژه موجب کندن آن مي‌شود. بيماري‌ هانسن كه مي‌تواند موجب نازک شدن موي ابرو ‌شود. سيفيليس كه موجب ريزش موي «بيدخورده» مي‌شود.

4 بيماري‌هاي اتوايميون: از مهم‌ترين آنها مي‌توان به لوپوس اريتماتو، آلوپسي آروآتا و وتيليگو اشاره کرد.

بازدید : 137
سه شنبه 7 بهمن 1399 زمان : 11:00

سبز شدن رنگ مو در استخر

هر چند که قصه‌های عامیانه از سفیدی یک‌ شبه موها صحبت می‌کنند، ولی این امر در واقعیت رخ نمی دهد، زیرا هرگز شواهد علمی این ادعا را تایید نکرده‌اند.رنگ مو به وسیله سلول‌های سازنده ی رنگدانه که در ریشه مو هستند، تامین می‌گردد.

تنها راهی که مو بتواند یک شبه سفید گردد، این فرضیه است که شبانه ماده‌ای از ریشه تا انتهای مو نفوذ کند و رنگدانه‌ها را از بین ببرد. ولی چنین ماده‌ای شناخته نشده است و فرآورده‌های سفیدکننده آرایشی تنها بالاتر از پوست‌سر، مو را سفید می‌کنند.

افرادی که مخلوطی از موهای سفید و رنگی را دارند، اگر همه موهای رنگی خود را از دست بدهند و فقط موهای سفیدشان باقی بماند، رنگ موهای سرشان سفید خواهد شد. این موضوع در نوعی از ریزش مو موسوم به "طاسی ناحیه‌ای" پیش می‌آید. طاسی ناحیه‌ای در موهای رنگی رخ می دهد و موهای سفید را دربرنمی‌گیرد. البته در چنین مواردی، موی ‌سر، پراکنده و کم‌پشت خواهد بود.

در سفیدی طبیعی مو، سلول‌های سازنده رنگدانه غیرفعال می‌شوند و موها بدون رنگدانه، (سفید) درمی‌آیند.معمولا سفید شدن موها، یک روند تدریجی است، چون مقدار کمی از فولیکول‌های مو، یک دفعه غیرفعال می‌گردند. لذا در هرکسی، اول موهای سفید پراکنده ای ایجاد می شوند و چند ماه تا چند سال طول می کشد تا موها به طور کامل سفید ‌شوند.

برخی افراد، هرگز موهای سرشان به طور کامل سفید نمی‌شود.

چرا گاهی اوقات رنگ مو یک دفعه تغییرمی کند؟

سبز شدن رنگ مو یک مساله غیرعادی و حتی ناراحت‌کننده است که اکثرا برای موهای بلوند طبیعی، بلوند رنگ شده و سفید اتفاق می‌افتد و به ندرت موهای مشکی نیز ممکن است سبز شوند. بیشتر اوقات، تماس موها با فلز مس باعث سبز شدن آنها می شود.سبز شدن رنگ مو اکثرا به علت افزایش غلظت مس در آب‌های لوله‌کشی و استخر است. لوله‌های مسی در اثر آب لوله کشی خورده شده و موقع شستشو، روی موها مس به جای می‌گذارد.

در آب استخر نیز ضدقارچ‌های حاوی مس باعث بروز این مشکل می‌گردند.به ندرت علت سبز شدن مو، بودن در مراکز صنعتی و قرار گرفتن در معرض کبالت، کروم و نیکل است.سایر علل سبز شدن موها شامل درمان موضعی عفونت قارچی پوست‌ سر با اکسید جیوه ی زرد، و مصرف شامپوی حاوی قطران است.

شرایطی که مو را برای جذب مس آماده می‌کنند، صدمات فیزیکی (مثلا استفاده زیاد از سشوار و فر داغ، برس کردن زیاد و آفتاب‌سوختگی) و صدمات شیمیایی (بلیچ، پرمنانت‌های مکرر، صاف کردن و شامپوهای قلیایی) هستند.

درمان خانگی و ساده برای از بین بردن موی سبز وجود ندارد، اما آرایشگر حرفه‌ای با استفاده از شامپوهای مخصوص، آنها را از بین می‌برد.سعی کنید در معرض آب‌های حاوی مس قرار نگیرید و موهایتان را از آسیب‌های فیزیکی و شیمیایی مذکور حفظ کنید.

چرا گاهی اوقات رنگ مو یک دفعه تغییرمی کند؟

سفید شدن مو و برگشت مجدد رنگ آن

سفیدی طبیعی مو که با افزایش سن پیش می‌آید، دایمی و غیرقابل برگشت است.

فقط زمانی موی سفید شده می‌تواند مجددا به رنگ قبلی خود درآید، که این سفیدی، عارضه یک بیماری باشد. با بهبود بیماری، مو به طور موقتی یا همیشگی و فقط در موهای تازه رشد کرده، رنگ طبیعی خود را به دست می‌آورد و موهایی که قبلا رشد کرده‌اند، سفید می‌مانند.

این بیماری‌ها عبارتند از بیماری‌های غدد داخلی، بیماری‌های سیستم عصبی، شوک‌های جسمی و روانی، ویتیلیگو، طاسی ناحیه‌ای و برخی بیماری‌های مثل مالاریا و آنفلوآنزا.

سفیدی‌ یک‌ شبه ی موها

بازدید : 126
سه شنبه 7 بهمن 1399 زمان : 10:59

شادی الهی،متخصص تغذیه خاطر نشان می کند "میوه‌ها و سبزی‌هابه‌ دلیل داشتن ویتامین‌ها و مواد معدنی، نقش مهمی را در رشد و حفظ موها دارند.همچنین مصرف غذاهایی مانند نان سبوس دارو برنج که منابع سرشار ویتامین های گروه B و مرکبات و میوه هایی مثل کیوی که حاوی ویتامین C هستند،نیز در رشد و نمو موها تأثیر به سزایی دارند.عنصر روی که به وفور در گوشت قرمز و منابع پروتئینی یافت می‌ شود،از جمله عناصری است که استحکام موها را سبب شده و از ریزش آنها جلوگیری می ‌کند.

میو های مفید برای سلامت مو

استفاده از میوه‌ها به ‌طور موضعی،تأثیری بر رشد و نمو موها ندارند،زیرا مدت زمان تماس با این مواد کوتاه است.همچنین تأثیر شامپوهای حاوی مواد پروتئینی نیز روی استحکام و رشد موها به اثبات نرسیده است.برای تقویت موها و جلوگیری از ریزش آنها باید به مقدار قابل توجهی از میوه‌ها،سبزی‌ها،آب‌میوه‌های گوناگون مخصوصاً آب هلو،انگور،زردآلو،توت‌فرنگی و عصاره خرما استفاده کرد.مصرف مغزها مثل بادام، پسته و بادام زمینی به دلیل داشتن پروتئین،ویتامین های B1 و B2 برای درمان شوره سر،ریزش مو و تقویت و درخشندگی موها توصیه می ‌شود.

افراد مبتلا به شوره سر و ریزش مو می ‌توانند هفته‌ای یک یا دو مرتبه با روغن زیتون سرشان را ماساژ دهند که علاوه بر استحکام و درخشندگی موها، از سفید شدن آنها هم جلوگیری می‌کند."

میو های مفید برای سلامت مو

دکترمتخصص پوست و مو در این زمینه معتقد است: "اصولاً میوه‌ها و سبزی‌های تازه، انواع و اقسام ویتامین‌ها و مواد معدنی را به بدن می ‌رسانند و وجود این مواد در سلامت پوست و مو مؤثر است.خوردن میوه‌ها به ‌دلیل داشتن خواص آنتی‌اکسیدانی،فرآیندهای تخریبی موجود در پوست و مو را تا حدودی کاهش می ‌دهد.همچنین پوست و مو در اثر عوامل آسیب‌رسان بیرونی مثل آفتاب،داروها،سن و ... آسیب‌پذیر خواهند بود."

وی معتقد است: "افراد با خوردن میوه‌های تازه می‌ توانند ویتامین‌های موجود در آنها را جذب کنند و از تخریب و ریزش مو جلوگیری نمایند.این در حالی است که مالیدن عصاره ی آنها روی سر به دلیل عدم جذب شدن،فایده‌ای ندارد.حتی کرم‌های گیاهی نیز می‌ توانند باعث لطافت و مرطوب‌کنندگی پوست و مو شوند،ولی هرگز سلامت پوست و مو را در پی ندارند."

میو های مفید برای سلامت مو

او می‌ گوید: "خوردن میوه‌ها و مالیدن آنها روی موها، تفاوت چندانی در سلامت و رشد آنها ندارند،فقط تا حدودی می ‌توانند پروتئین‌ها را به موها برسانند.به‌ عنوان مثال ماده پروتئینی موجود در سویا سبب درخشندگی موها می ‌شود، ولی باعث استحکام موها نمی ‌شود.همچنین موادی مانند روغن بادام شیرین به‌ عنوان مرطوب‌کننده‌ نقش مفیدی دارد، ولی سلامت موها را سبب نمی‌ شود."

تعداد صفحات : 19

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 20
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه