بود؛ که بر فراز آن، باکلانها و دیگر پرندگان دریایی شناور بودند و بچه ماهیهای کوچکی را که سعی داشتند از دشمنان سیریناپذیر خود، یعنی گرازهای دریایی و فکها، فرار کنند، شکار میکردند. هزاران عدد از این ماهیها در حین حرکت ما در حال بازی دیده شدند. نهنگها نیز در آن حوالی زیاد بودند، احتمالاً طلسم به دلیل فرشتگان فراوانی میگوی قرمز کوچک که غذای اصلی آنها را تشکیل میدهد. دوباره رفتم تا گذرگاه را بررسی کنم، و چون جزر و مد خلاف جهت ما بود، مجبور شدیم به ساحل غربی نزدیک شویم تا از پیچشهای جزئی دعانویس کوهبنان بهره ببریم،
در غیر این صورت نمیتوانستیم تا فرشته زمان جزر و مد ادامه دهیم. این تنگهها که دعا به دلیل تعداد زیاد پرندگانی که دریانوردان آنها را تنگههای «شگ» مینامند، «شگ» نامیده میشوند، صد یارد عرض ندارند. انتهای جنوبی آن جزیرهای است که از قله آن، حدود چهارصد طلسمات فوت ارتفاع، امیدوار بودم منظره خوبی از جنوب به دست آورم و پس از عبور از جادو تنگهها، به قله رسیدیم. در حالی که به منظره اطراف نگاه میکردم و تئودولیت را آماده میکردم، یک خروس جنگلی از میان جادو سیاه علفهای بلند بیرون آمد و چنان با آرامش دور شد که طلسم
آقای تارن تقریباً موفق شد با چوب به آن ضربه بزند. این پرنده کافر نامی برای ایستگاه حاجت گرفتن به ما داد که متوجه شدیم در ضلع شمالی دعانویس بانه یک حوضه بزرگ، به عرض ده مایل کلیسا و طول شش طلسم مایل، با انتهای ... قرار دارد.{140}انتهای جنوبی آن توسط کانالی به دریای آزاد منتهی میشد، اما مملو از شماره ملا جزایر و صخرهها بود. یک خلیج یا شکاف عمیق در خشکی، در گوشه شمال غربی این حوضه، پر از تودههای یخ شناور بود که از یک یخچال طبیعی عظیم جدا شده بودند. بعد از اینکه تمام موقعیتها را گرفتیم و سوار
کشتی شدیم، سه مایل به سمت غرب حرکت کردیم و در پوینت کایرنکراس، نقطه جنوب غربی خلیج فیلد، یک ابجد دور زاویهای زدیم و دوباره یک دور دیگر در سر دعانویس جنوبی آیسی ساوند، نزدیک دینر کوو، زدیم، جایی که لنگرگاه بسیار مناسبی برای کشتیهای کوچک پیدا کردیم. از طریق آیسی ساوند، نفوذ به داخل کمی دشوار علوم غریبه شد، زیرا کانال به شدت توسط یخ مسدود شده بود. سه مایل در این تنگه، ساحل صخرهای شیبدارتر دعانویس میشد و در دو مایل دورتر، جایی که عرض آن بیش از صد و پنجاه یارد نبود، صخرهها از هر طرف به صورت
عمودی تا ارتفاع هفت یا هشتصد فوت بالا میآمدند. فراتر از این بخش قابل توجه، کانال به حوضهای به قطر حدود نیم مایل باز میشد که توسط یخچال طبیعی شیبداری محدود شده بود، که تودههای عظیم یخ همزاد مرتباً از آن جدا میشدند و با صدایی مانند مذهب تخلیه دیواره کشتی، آب کفآلود را با شدت وحشتناکی به بالا علوم غریبه پرتاب میکردند. همین که وارد حوضه شدیم، مشرکان با غرش ناگهانی ناشی از سقوط یکی از این حرز بهمنها از جا پریدیم و به دنبال آن دعانویس مریوان شیاطین پژواکهایی که در اطراف حوضه و در میان کوهها طنینانداز شد، ما
را غافلگیر کرد. نیم ساعت بعد منتظر سقوط دیگری ماندیم، اما راضی نشدیم. چندین صدا از دوردست، احتمالاً در بالای دامنههای یخچال، شنیده شد. بررسی آیسی ساوند ما را تا تاریکی هوا مشغول کرد، تا اینکه به قایق اسکونر برگشتیم. در طول غیبت ما، هندیها دوباره از آدلاید بازدید فرشتگان کرده بودند که تعداد بیشتری از آنها غریبه بودند. ما همچنین گروهی را در دعانویس یک قایق کانو در نزدیکی کوه وودکاک دیده بودیم که در حال مقدس شکار شیاطین فک دریایی بودند و آنقدر به هدف خود مصمم بودند که به نماز خواندن چیز دیگری توجه زیادی نمیکردند. شانزدهم، پس
از پایان مدت غیبتمان، هنگام بازگشت، خلیج دایتون را ترک کردیم: شب هنگام دعانویس جوزم در خلیج سنت نیکلاس لنگر انداختیم و روز دعانویس بعد طلسم نویس به پورت سید و حاجی فمین رسیدیم.{۱۴۱}بومیان در مدتی که من نبودم کشتی اجنه غیر مسلمان را کشف و از آن بازدید کرده موکل جن بودند، اما ستوان دعا ویکهام آنها را فرشتگان به ماندن تشویق نکرد؛ و دو یا سه بار تلاش برای دزدی آنها لو رفت، اما با تشریفات بسیار کمی با آنها برخورد شد؛ بنابراین همراهی آنها مطلوب عبادت کردن دعا نبود، آنها از تنگه به روح خلیج لوماس رفتند، جایی که تا چند کیمیاگری روز بعد دود
آتشهایشان دیده جادوگر میشد. آنها همان سرخپوستانی بودند که ما در بندر سن آنتونیو ملاقات کرده بودیم. اینکه این هندیها با چنین خونسردی پذیرفته شدند، شاید از جانب ما بیادبی به نظر برسد، وقتی در نظر گرفته میشود که ممکن است با کشتیها و
بود؛ که بر فراز آن، باکلانها و دیگر پرندگان دریایی شناور بودند و بچه ماهیهای کوچکی را که سعی داشتند از دشمنان سیریناپذیر خود، یعنی گرازهای دریایی و فکها، فرار کنند، شکار میکردند. هزاران عدد از این ماهیها در حین حرکت ما در حال بازی دیده شدند. نهنگها نیز در آن حوالی زیاد بودند، احتمالاً طلسم به دلیل فرشتگان فراوانی میگوی قرمز کوچک که غذای اصلی آنها را تشکیل میدهد. دوباره رفتم تا گذرگاه را بررسی کنم، و چون جزر و مد خلاف جهت ما بود، مجبور شدیم به ساحل غربی نزدیک شویم تا از پیچشهای جزئی دعانویس کوهبنان بهره ببریم،
در غیر این صورت نمیتوانستیم تا فرشته زمان جزر و مد ادامه دهیم. این تنگهها که دعا به دلیل تعداد زیاد پرندگانی که دریانوردان آنها را تنگههای «شگ» مینامند، «شگ» نامیده میشوند، صد یارد عرض ندارند. انتهای جنوبی آن جزیرهای است که از قله آن، حدود چهارصد طلسمات فوت ارتفاع، امیدوار بودم منظره خوبی از جنوب به دست آورم و پس از عبور از جادو تنگهها، به قله رسیدیم. در حالی که به منظره اطراف نگاه میکردم و تئودولیت را آماده میکردم، یک خروس جنگلی از میان جادو سیاه علفهای بلند بیرون آمد و چنان با آرامش دور شد که طلسم
آقای تارن تقریباً موفق شد با چوب به آن ضربه بزند. این پرنده کافر نامی برای ایستگاه حاجت گرفتن به ما داد که متوجه شدیم در ضلع شمالی دعانویس بانه یک حوضه بزرگ، به عرض ده مایل کلیسا و طول شش طلسم مایل، با انتهای ... قرار دارد.{140}انتهای جنوبی آن توسط کانالی به دریای آزاد منتهی میشد، اما مملو از شماره ملا جزایر و صخرهها بود. یک خلیج یا شکاف عمیق در خشکی، در گوشه شمال غربی این حوضه، پر از تودههای یخ شناور بود که از یک یخچال طبیعی عظیم جدا شده بودند. بعد از اینکه تمام موقعیتها را گرفتیم و سوار
کشتی شدیم، سه مایل به سمت غرب حرکت کردیم و در پوینت کایرنکراس، نقطه جنوب غربی خلیج فیلد، یک ابجد دور زاویهای زدیم و دوباره یک دور دیگر در سر دعانویس جنوبی آیسی ساوند، نزدیک دینر کوو، زدیم، جایی که لنگرگاه بسیار مناسبی برای کشتیهای کوچک پیدا کردیم. از طریق آیسی ساوند، نفوذ به داخل کمی دشوار علوم غریبه شد، زیرا کانال به شدت توسط یخ مسدود شده بود. سه مایل در این تنگه، ساحل صخرهای شیبدارتر دعانویس میشد و در دو مایل دورتر، جایی که عرض آن بیش از صد و پنجاه یارد نبود، صخرهها از هر طرف به صورت
عمودی تا ارتفاع هفت یا هشتصد فوت بالا میآمدند. فراتر از این بخش قابل توجه، کانال به حوضهای به قطر حدود نیم مایل باز میشد که توسط یخچال طبیعی شیبداری محدود شده بود، که تودههای عظیم یخ همزاد مرتباً از آن جدا میشدند و با صدایی مانند مذهب تخلیه دیواره کشتی، آب کفآلود را با شدت وحشتناکی به بالا علوم غریبه پرتاب میکردند. همین که وارد حوضه شدیم، مشرکان با غرش ناگهانی ناشی از سقوط یکی از این حرز بهمنها از جا پریدیم و به دنبال آن دعانویس مریوان شیاطین پژواکهایی که در اطراف حوضه و در میان کوهها طنینانداز شد، ما
را غافلگیر کرد. نیم ساعت بعد منتظر سقوط دیگری ماندیم، اما راضی نشدیم. چندین صدا از دوردست، احتمالاً در بالای دامنههای یخچال، شنیده شد. بررسی آیسی ساوند ما را تا تاریکی هوا مشغول کرد، تا اینکه به قایق اسکونر برگشتیم. در طول غیبت ما، هندیها دوباره از آدلاید بازدید فرشتگان کرده بودند که تعداد بیشتری از آنها غریبه بودند. ما همچنین گروهی را در دعانویس یک قایق کانو در نزدیکی کوه وودکاک دیده بودیم که در حال مقدس شکار شیاطین فک دریایی بودند و آنقدر به هدف خود مصمم بودند که به نماز خواندن چیز دیگری توجه زیادی نمیکردند. شانزدهم، پس
از پایان مدت غیبتمان، هنگام بازگشت، خلیج دایتون را ترک کردیم: شب هنگام دعانویس جوزم در خلیج سنت نیکلاس لنگر انداختیم و روز دعانویس بعد طلسم نویس به پورت سید و حاجی فمین رسیدیم.{۱۴۱}بومیان در مدتی که من نبودم کشتی اجنه غیر مسلمان را کشف و از آن بازدید کرده موکل جن بودند، اما ستوان دعا ویکهام آنها را فرشتگان به ماندن تشویق نکرد؛ و دو یا سه بار تلاش برای دزدی آنها لو رفت، اما با تشریفات بسیار کمی با آنها برخورد شد؛ بنابراین همراهی آنها مطلوب عبادت کردن دعا نبود، آنها از تنگه به روح خلیج لوماس رفتند، جایی که تا چند کیمیاگری روز بعد دود
آتشهایشان دیده جادوگر میشد. آنها همان سرخپوستانی بودند که ما در بندر سن آنتونیو ملاقات کرده بودیم. اینکه این هندیها با چنین خونسردی پذیرفته شدند، شاید از جانب ما بیادبی به نظر برسد، وقتی در نظر گرفته میشود که ممکن است با کشتیها و

آموزش گامبهگام دعانویس مراغه در سال جدید